ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٦١ - در انسان جلوه هائى از صفات خدا وجود دارد ، لذا هر كه خود را شناخت پروردگارش را شناخت
در شكم كوهى قرار گرفته بيرون بيايد و سرازير شود و در مسير خود ميليونها مزارع و درختان را آبيارى كند و موجب بوجود آمدن محصولاتى فراوان باشد كه بتواند معيشت ميليونها انسان را كفايت كند ، بديهى است كه نه منبع آب كه چشمه سار از آنجا سرازير مى شود ، كار با ارزشى انجام مى دهد و نه آن كوه كه منبع آن چشمه سار را در درون خود دارد ، زيرا در اين جريانات هيچگونه آگاهى و هدفدارى و اختيارى وجود ندارد كه موجب بوجود آمدن ارزش بوده باشد . البتّه يك مسألهء بسيار با اهمّيّت را در اين مورد بايد مورد توجّه قرار بدهيم و آن هويّت اختيار است كه قطعا كمال است در مقابل جبر كه قطعا نقص است . اگر موجودى داراى هويّت يا « ذات » ، « من » ، و « شخصيّت » نبوده باشد ، مسلَّم است كه از اختيار برخوردار نمى باشد . ما وقتى كه اختيار در انسان را مطرح مى كنيم ، مى بينيم اختيار انسان عبارتست از نظاره و سلطهء شخصيّت و اعمال آن در دو قطب مثبت و منفى كار با هدفگيرى خير . بنا بر اين ، موجودى كه شخصيّت ندارد از اختيار با تعريفى كه گفتيم برخوردار نيست و اگر داراى شخصيّت ضعيف بوده باشد ، از اختيارى ناچيز بهره مند ميباشد و هر اندازه كه شخصيّت قوىتر ، اختيار قوىتر خواهد بود . اگر ديگر موجودات غير از انسان داراى اختيار بوده باشند ، مسلَّما آن اختيار از اين سنخ نيست ، چنانكه حيات و آگاهى و نطق و ذكر و تسبيح موجودات غير انسانى ( جامد ) از سنخ آنچه كه در انسان است ، نمى باشد - < شعر > جمله اجزا در تحرّك در سكون ناطقان كانّا إليه راجعون جمله اجزاء زمين و آسمان با تو مى گويند روزان و شبان ما سميعيم و بصيريم و هشيم با شما نامحرمان ما خامشيم خامشيم و نعرهء تكرارمان مى رود تا پاى تخت يارمان < / شعر > و مطابق آيهء شريفه اى كه در قرآن در سورهء فصّلت آيهء ١١ آمده است ، همهء موجودات بعنوان زمين و آسمان در جريان پس از آمدن به عرصهء هستى از اختيار بهره مند مى باشند .
آيه چنين است : ( فَقالَ لَها وَلِلأَرْضِ ائْتِيا طَوْعاً أَوْ كَرْهاً قالَتا أَتَيْنا طائِعِينَ ) .
( پس خداوند به آسمان و زمين فرمود : بيائيد ( بجريان بيفتيد ) از روى اختيار يا اكراه . آسمان و زمين گفتند : ما با اختيار آمديم . )