ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٥٧ - خداوند متعال پيامبر را براى اظهار حقّ و گويايى ذكر خود فرستاد
( وَإِنْ كادُوا لَيَفْتِنُونَكَ عَنِ الَّذِي أَوْحَيْنا إِلَيْكَ لِتَفْتَرِيَ عَلَيْنا غَيْرَه وَإِذاً لَاتَّخَذُوكَ خَلِيلًا . وَلَوْ لا أَنْ ثَبَّتْناكَ لَقَدْ كِدْتَ تَرْكَنُ إِلَيْهِمْ شَيْئاً قَلِيلًا . إِذاً لأَذَقْناكَ ضِعْفَ الْحَياةِ وَضِعْفَ الْمَماتِ ثُمَّ لا تَجِدُ لَكَ عَلَيْنا نَصِيراً ) . [١] ( آنان [ مشركان ] در اين صدد برآمدند كه تو را از قرآن [ يا هر چه ] كه بتو وحى كردهايم منحرف بسازند و در اين صورت تو را براى خويشتن دوست اتّخاذ مى كردند . و اگر ما قلب تو را محكم و ثابت نمى كرديم ، اندك تكيه اى بآنان مى كردى . در اين صورت دو برابر عذاب زندگى [ مشركان ] و دو برابر عذاب مرگ [ مشركان ] را بتو مى چشانديم ، پس از آن ديگر براى خود از ما كمك و نصرتى نمى يافتى . ) ( وَلَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنا بَعْضَ الأَقاوِيلِ . لأَخَذْنا مِنْه بِالْيَمِينِ . ثُمَّ لَقَطَعْنا مِنْه الْوَتِينَ . فَما مِنْكُمْ مِنْ أَحَدٍ عَنْه حاجِزِينَ ) . [٢] ( و اگر پيامبر گفتارهائى را بما ببندد ، دست او را مى گيريم . سپس رگ قلبش را قطع مى كنيم و هيچ كس از شما نمى تواند اين عذاب ما را از او دفع نمايد . ) اين آيات مانند آيات قبلى شديدترين تهديد را متوجّه پيامبر گرامى صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم نموده است . و ما بيقين مى دانيم كه خود آن بزرگوار بمقامى از رشد انسانى و تهذّب روحى و تخلَّق به اخلاق اللَّه رسيده بود كه كمترين احتمال نمى رفت كه در رسالت الهى كه بعهده گرفته بود ، كمترين تجاوز و انحراف و خلاف امانت انجام بدهد . با اين حال خداوند سبحان تهديدات مزبور را متوجّه پيامبر اكرم نموده تا اهمّيّت بينهايت رسالت را ، هم براى خود آن حضرت و هم براى همهء انسانها اثبات فرمايد .
١٢ ، ١٥ - و خلَّف فينا راية الحقّ ، من تقدّمها مرق ، و من تخلَّف عنها زهق ، و من لزمها لحق
[١] الإسراء آيات ٧٣ تا ٧٥ .
[٢] الحاقّه آيات ٤٤ تا ٤٧ .