ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٣٠٥ - مطلب دوم - در حالت دعا و نيايش
توهين و حبس و قتل رضايت دادهايم واقعا از دو شخصيّت مطلع مانند ابو جعفر و ابن ابى الحديد بسيار بعيد است كه آيهء فوق را قابل تطبيق بر مجاهدت و فداكارىهاى آل ابي طالب مخصوصا بر شخصيّتهائى مانند علىّ و حسن و حسين و سجّاد . . . عليهم السّلام بدانند مى توان گفت : اگر ائمّهء معصومين عليهم السّلام كه در رديف اوّل فداكاران و شهداى راه فضل و فضيلت اسلامى بودهاند ، مردمى بودند كه اسلام آوردنشان را به رخ خدا و بندگان خدا مى كشيدند ، العياذ باللَّه مردمانى بسيار پست بودهاند نه ائمّهء معصومين عليهم السّلام كه - أذهب اللَّه عنهم الرّجس و طهّرهم تطهيرا . [١] ( خداوند پليدى را از آنها منتفى ساخته و آنانرا با طهارت مطلق متّصف فرموده است . ) مسألهء دوم - از نظر منابع معتبر تاريخى ، گرفتارىها و قتل و مشقّتهاى وارده بر انصار ، بعنوان اين كه انصار بودهاند نبوده است ، يعنى انصار با اين كه بجهت كوششهاى بيدريغ و يارى پيغمبر اكرم و مسلمانان ، مردمانى بسيار با ارزش و با عظمت بودند ، ولى روياروئى مزاحم با آنان ، بجهت امتيازات آنان نبوده است ، زيرا مهاجرين بجهت سبقت به اسلام و تحمّل ناگواريهاى شديد دوران زندگى در مكَّه ، بيش از انصار مطرح بودند ، در صورتى كه آل ابي طالب بجهت داشتن امتيازات و ارزشهاى بسيار والا همان گونه كه ابو جعفر نقيب در جملات گذشته به آنها تصريح كرده است ، مورد حسادت و تهاجم قرار گرفته بودند . آيا صفاتى را كه ابو جعفر نقيب در بارهء امير المؤمنين عليه السّلام بيان كرده است و صفاتى را كه ائمّهء معصومين و ديگر رنجديدگان و شهداى آل ابي طالب داشتهاند مى توان با سعد بن عباده ، و امام حسن و امام حسين عليهما السّلام را با قيس بن سعد بن عباده [ اگر چه انسان ممتازى بود ] مقايسه نمود مسألهء سوم - ابو جعفر مى گويد : « انصار پيامبر را يارى كردند و خون دل خود را در راه اعتلاى اسلام بذل نمودند » .
اين حقيقتى است غير قابل ترديد ، چنانكه در زمان پيامبر اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله هر كس موفّق به ايمان حقيقى مى گشت و نور اسلام
[١] اقتباس از آيهء ٣٣ سورهء الأحزاب .