ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٣٠٢ - مطلب دوم - در حالت دعا و نيايش
( مى گويم : از ابو جعفر نقيب رحمة اللَّه عليه كه مردى منصف و دور از هوى و عصبيّت بود ، در بارهء اين مطلب پرسيدم - و باو گفتم : من از سخنان صحابهء پيامبر اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم و خطبههاى آنان اطَّلاع دارم و در ميان آنان كسى را نديدم كه مانند اين مرد ( امير المؤمنين عليه السّلام ) پيامبر اكرم را تعظيم و تكريم نمايد و مانند او پيامبر را دعا كند ، زيرا ما از نهج البلاغه و ديگر سخنان على عليه السّلام فصلهاى فراوانى اطَّلاع پيدا كردهايم كه براى تجليل و تعظيم شديد آن بزرگوار در بارهء پيامبر اكرم دلالت ميكند .
ابو جعفر در پاسخ گفت : چگونه و از كجا براى كسان ديگر غير از امير المؤمنين عليه السّلام سخن مدوّن ( جمع آورى شده و مرتّب ) پيدا مى شود كه چگونگى سخنان آنانرا در بارهء پيامبر صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم بياموزد و آيا براى آنان جز كلماتى متفرّق و ابتدائى كه فائده اى ندارد ، پيدا شده است سپس گفت : علىّ عليه السّلام ايمان نيرومندى به پيامبر داشته و او را [ شديدا ] تصديق كرده بود ، از يقين ثابت برخوردار بود ، و از روى تحقيق ، قطع به امر [ اسلام ، رسالت و صدق پيامبر ] داشته است . با اين حال علىّ عليه السّلام به پيامبر به جهت نسبتى كه با او داشت و تربيت اختصاصى پيامبر كه در بارهء او انجام داده بود محبّت مى ورزيد و از آن حضرت شرف و عزّت يافته بود ، زيرا على و پيامبر عليهما السّلام يك نفس در دو جسم بودند .
پدرشان يكى و خانه شان يكى و اخلاقشان متناسب با يكديگر . پس وقتى كه علىّ عليه السّلام پيامبر را تعظيم ميكرد ، در حقيقت خود را تعظيم مى نمود و هنگامى كه دعوت به پيامبر ميكرد ، در حقيقت دعوت بسوى خود مى نمود . و قطعى است كه علىّ بن ابي طالب مى خواست دعوت اسلام در همهء روى زمين ( از مشرقهايش گرفته تا مغربهايش ) گسترده شود ، زيرا زيبائى گسترش اسلام در روى زمين به او مى رسيد ، پس چرا پيامبر را تعظيم و تمجيد نكند و در بلند ساختن كلمهء اسلام كوشش ننمايد سپس به ابو جعفر گفتم : امروز من و جعفر بن مكَّىّ شاعر همين مسأله را مطرح كرده و مورد بررسى قرار داده بوديم . جعفر گفت : هيچ كس رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله را مانند ابو طالب عليه السّلام و فرزندانش يارى نكرده است . امّا خود ابو طالب كفالت پيامبر را بعهده گرفته و او را تربيت نمود ، سپس موقعى كه به ابلاغ رسالت پرداخت ، ابو طالب او را در برابر قريش [ كه با دعوت پيامبر مخالف بودند ] و با اتّفاق نظر