ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٤١ - قسم دوم - محدوديّت معلومات و نيروهاى مغزى انسانها بطور عموم
درك پاسخ ندارد . در اين مورد نه تنها پاسخ به سؤال مفيد نيست ، بلكه ممكن است بضرر مغزى سؤال كننده بينجامد ، اگر چه ممكن است گويندهء پاسخ با بيان خوب و مهارت عالى بتواند پاسخ را براى سؤال كننده قابل درك بسازد ، ولى بيم آن مى رود كه گويندهء پاسخ ، سؤال كننده را به بلوغ زودرس مغزى برساند و شرائط بعدى از عهدهء بجريان انداختن طبيعى آن بلوغ برنيايد و ذهن سؤال كننده دچار بحران يا ركود گردد .
قسم دوم - محدوديّت معلومات و نيروهاى مغزى انسانها بطور عموم اگر چه از عاليترين معلومات و تجارب و هستىشناسى و مقتدرترين استعدادهاى مغزى برخوردار بوده باشند ، مانند طرح سؤال در بارهء ذات پاك خداوندى . ذات خداوندى براى مغز انسانى اگر چه قدرتمندترين مغز بوده و همهء دانشهاى طبيعى و ماوراى طبيعى را اندوخته باشد ، توانائى طرح ذات خداوندى را براى سؤال ندارد . ذات خداوندى فوق ابزار و وسائل درك و تعقّل بشرى است ، و لذا هر مفهومى را كه بعنوان ذات خدا مطرح كند ، ساختهء ذهن او بوده و مطابق واقعيّت نخواهد بود ، زيرا :
< شعر > مور ضعيف و ناتوان چون شكل يزدانى كشد بىشك بشكل مورچه با شاخ حيوانى كشد مغز شبان هم نقشهء موسى بن عمرانى كشد در فكر مانى گرفتد او صورت مانى كشد < / شعر > ادراك هر جنبنده نقش خويش را داراستى البتّه اين مطلب دليل آن نيست كه بشر از برقرار كردن هر گونه رابطهء معرفتى با خداوند ناتوان است - < شعر > نظرى نهان بيفكن مگرش عيان ببينى گرش از جهان نبينى بجهان چه ديده باشى < / شعر > وارستگىهاى روحى و تهذّبهاى درونى و تأدّب به آداب اللَّه و تخلَّق به اخلاق اللَّه است كه آدمى را شايستهء ديدار فروغ جمال و عظمت جلال خداوندى كه [ از رگ گردن به او نزديكتر است ] مى نمايد و آن مقام والا را به انسان مى بخشد كه « خدائى را كه نديده است عبادت نكند » [١] .
[١] اين جمله از امير المؤمنين عليه السّلام است به ذعلب يمانى .