ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٣٩ - يك سؤال و پاسخهاى متعدّد
مختصات روانى گوينده ، گفته شده است . و اگر اختلاف مستند به آن شرايط ذهنى و روانى باشد كه براى آن انسان پاسخگو الزامى و جبرى نبوده و قابل تحقيق و تصحيح مى باشند كه بوسيلهء آن مى تواند پاسخ صحيح به سؤال بدهد ولى كوته نظريها و خودخواهىهايش نمى گذارد كه در آن شرايط ذهنى و روانى تحقيق و تجديد نظر و تصحيح بعمل بياورد ، در اين فرض پاسخ اين شخص در بارهء سؤال مبهم بوده و اطمينان بخش نخواهد بود . متأسّفانه از اين گونه پاسخهاى مختلف ناشى از اصرار به شرايط ذهنى غلط ولى قابل تصحيح ، در قلمرو معرفت كه موجب پاسخگوئى صحيح ميباشد [١] فراوان ديده مى شود . جلال الدّين مولوى اين اصرار و لجاجت را با ريشههاى اصليش چنين بيان مى كند :
< شعر > جمله لذّات هوى مكر است و زرق سوز و تاريكيست گرد نور برق برق نور كوته و كذب و مجاز گرد او ظلمات و راه تو دراز نى به نورش نامه تانى خواندن نى به منزل اسب تانى راندن ليك جرم آنكه باشد رهن برق از تو روى اندر كشد انوار شرق خشم گيرد بر دلت آن آفتاب چون تو جوئى از عطارد نور و تاب مى كشاند مكر برقت بىدليل در مفازهء مظلمى شب ميل ميل گاه بر كه گاه بر جو اوفتى گه بدانسو گه بدين سو اوفتى خود نبينى تو دليل اى جاه جو ور ببينى رو بگردانى ازو < / شعر > و دليل تو براى توجيه اين اصرار احمقانه اينست كه - < شعر > من سفر كردم در اين ره شصت ميل مر مرا گمراه گويد اين دليل گر نهم من گوش سوى آن شگفت امر او را هم ز سر بايد گرفت من در اين ره عمر خود كردم گرو هر چه بادا باد اى خواجه برو < / شعر > آرى ، اى شصت ميل راه رفته - < شعر > راه كردى ليك در ظنّى چو برق عشر آن ره كن ، پى وحيى چو شرق < / شعر >
[١] مسلَّم است كه اصرار و لجاجت به شرائط ذهنى و روانى غلط با وجود روزنه اى براى درك واقعيّات و لو بقدر يك احتمال مستند به هوى و خودخواهى مى باشد . در ابيات فوق كه از مولوى نقل كردهايم ، اين ريشهء فاسد و مفسد را تذكَّر داده است .