تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٥٠ - شرح آيات
طبقاتى با اين انفاق كه گونه انفاق مترفان و مسرفان است خواستار نشده است.
[٢٠] هرگز ... انفاق تنها براى خدا و خواستار شدن خرسندى او و تلاش براى دست يافتن به فردوسى است كه/ ١٥٧ خدا پرهيزگاران را به آن وعده داده است.
«إِلَّا ابْتِغاءَ وَجْهِ رَبِّهِ الْأَعْلى- مگر خواستار شدن رضاى پروردگار بلند مرتبهاش.» وجه خدا رضاى او است و آنچه به آن فرمان داده، و فرمانبردارى از اولياى خدا يكى از فرمانهاى خدا است.
[٢١] چون خواستار خرسندى خدا بوده، خدا او را به فضل خويش خرسند خواهد ساخت.
«وَ لَسَوْفَ يَرْضى- و به زودى خرسند و راضى خواهد شد.» آيا هدفى برتر از رضا وجود دارد؟ مگر آدمى پيوسته خواهنده و پرطمع نيست؟ پس چگونه ممكن است راضى شود؟ هر اندازه اميال و خواستهاى آدمى بزرگ باشد، بهشت از آن بزرگتر و فضل خدا از آن بيشتر است.
اين سوره به اجمال، و بالخاصه قسمت پايانى آن، حس مسئوليت را در آدمى پىريزى مىكند، چيزى كه هست بعضى از قدريان خواستهاند آن را به گونهاى تفسير كنند كه با نظريه جبر ايشان كه احساس مسئوليت را از قلب بيرون مىكنند، سازگار باشد، پس اگر همه چيز با قلم نوشته شده باشد، و حتى عمل آدمى نيز چنين باشد، ديگر مسئوليت چه معنى دارد؟ و چرا خدا ما را، كه هيچ چيز از خود نداريم، به بخشيدن مال فرمان داده است، و چرا ما را از آتش بيم داده است در حالى كه قرار در آمدن به آتش يا دورى جستن از آن به دست ما نيست؟ در صحيح مسلم از ابو الأسود دؤلى چنين آمده است كه گفت: عمران بن حصين به من گفت: آيا مىدانى كه آنچه مردم امروز مىكنند و در آن به خود رنج مىدهند، در كجا براى ايشان از پيش معين و مقدر شده است، يا در آنچه به استقبال آن مىروند و پيامبرشان برايشان آورده است و آن را حجت بر ايشان قرار داده است؟ پس گفتم: اين همه چيزى است كه قضا بر ايشان نوشته و از پيش معين شده است،