تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٥٥ - شرح آيات
ابراهيم بيست صحيفه، و تورات و انجيل و زبور و فرقان را فرو فرستاد. گفتم: يا رسول اللَّه، صحيفههاى ابراهيم چه بود؟ گفت: همه امثال بود، و در آنها نوشته بود: اى شاه مبتلاى مغرور! تو را براى آن بر نيانگيختم كه بعضى از مال دنيا را بر روى بعضى ديگر جمع كنى، بلكه براى آن فرستادم كه خواسته شخص ستمديده را از من به جاى من به او بدهى، كه من آن خواهش را، هر چند از كافر باشد، رو نمىكنم. و بر شخص خردمند، تا زمانى كه مغلوب نباشد، بايسته است كه براى خود ساعتهايى داشته باشد: ساعتى كه در آن با پروردگار خود به آهستگى و نجوى سخن گويد، و ساعتى كه در آن به حساب خود برسد، و ساعتى كه در آن درباره آنچه خدا در حق او كرده است بينديشد، و ساعتى كه در آن با خود خلوت كند و از حلال لذت ببرد، كه اين ساعت به آن ساعتها مدد مىرساند، و همچون به گرمابه رفتن دلها و توديع كردن آنها به شمار مىرود. و بر شخص عاقل واجب است كه نسبت به زمان خود بينا باشد و به كار آن توجه كند، و زبان خود را در اختيار خود داشته باشد، چه آن كس كه سخن خويش را همچون كارى از خود در نظر بگيرد، كم سخن خواهد گفت مگر اين كه سخن گفتن براى او سودمند باشد. و بر شخص خردمند لازم است كه خواستار سه چيز باشد! فراهم آوردن معاش، توشه برگرفتن براى روز بازگشت، يا لذت بردن از آنچه حرام نيست. گفتم: يا رسول اللَّه! پس صحيفههاى موسى چه بود؟ گفت: همهاش پند و عبرت بود: از آن در شگفتم كه آن كس كه به مرگ يقين دارد، چگونه شادمان مىشود؟ و آن كه به آتش باور دارد، چگونه لب به خنده مىگشايد؟ و آن كه دنيا را مىبيند و از آنچه با اهل آن مىكند آگاه است، چگونه به آن اطمينان مىكند؟ و آن كه به قضا و قدر ايمان دارد چگونه برپا مىشود؟ و آن كه به حساب يقين دارد چگونه از عمل خوددارى مىكند؟». [٢٥]
[٢٥] - نور الثقلين، ج ٥، ص ٥٦١.