تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٤٥
ما را محدود مىكند، از كف دادن آن به لهو و لعب خسارتى بزرگ محسوب مىشود.
ما و زمان در مسابقهاى دشوار و قطعى قرار داريم، و زمان به صورتى ما را مىفشارد كه آخرين قطره آب زندگى را از وجود ما بيرون كند، و اگر سرعت آن را مورد چالش قرار ندهيم، به خسرانى بزرگ دچار شدهايم.
من چشم به راه فرصتهايى بودم كه براى نوشتن تفسير مىتوانست در دسترس قرار گيرد. كار تأليف را در حدود بيست كشور مختلف دنبال كردم، در حالى به نوشتن اشتغال داشتم كه با گرفتاريهايى دست در گريبان بودم: شهيد شدن عزيزى، يا وفات خويشاوندى، يا بيمارى دردناكى، و چه بسا كه در فرودگاهى منتظر پرواز بودم، يا سوار بر هواپيما يا اتوموبيل يا قطار يا حتى نشسته بر روى نيمكتى در يك پارك به كار نوشتن خود ادامه مىدادم. به خاطر دارم كه زمانى در يك باغ عمومى از يك كشور/ ٤٨٣ بيگانه مشغول نوشتن تفسير بودم و كودكانى در يك گردش تابستانى از كنار من گذشتند و چون مرا ديدند در كنارم جمع شدند و با غرابت به نوشتن من نگاه مىكردند، و چون زبان آنان را نمىدانستم نمىتوانستم براى ايشان توضيح دهم كه مشغول به چه كارم. چنين بود تا يكى از همراهان من آمد و از كودكان خواست كه مرا به حال خود گذارند. عموما منظره براى ديگران غريب بود، و حتى زمانى در يك هواپيما مشغول نوشتن بودم و مسافرى كه در كنار من نشسته بود و ساعتهاى دراز گذشت و من با او سخنى نمىگفتم، از من ملالت خاطر پيدا كرد. و مهماندار من در پاريس مصرانه از من مىخواست كه براى گردش از خانه خارج شوم و ديدنيهاى شهر را ببينم، ولى من بيشتر آن دوست مىداشتم كه در خانه بمانم و به نوشتن ادامه دهم. و بدين گونه اگر مىخواستم كار تأليف را دنبال كنم ناگزير مىبايستى بهاى آن را بپردازم، و سخن حكمت آميزى عربى مىگويد: هر چيزى را آفتى است، و علم را آفاتى، و بر آموزنده علم تحدّى و چالش همه اين آفتها واجب است.
با وجود اين چنان احساس مىكنم كه عمر در زحمت آفتهاى گوناگون،