تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٠٧ - شرح آيات
است، و مقصودش آن باشد كه: او در وجود تقسيم پذير نيست، و نيز در عقل و وهم به همين گونه است، چنين است پروردگار ما عز و جل». [٤]/ ٤٤٢ و بدين گونه واحد ميان ما و پروردگارمان مشترك است، چنان كه مىگوييم: «اين يكى از مردم است» و «خدا يكى و واحد است»، ولى هيهات كه بشود آن دو واحد را با هم شبيه دانست، و احديت پروردگار ما از گونه احديت آفريدگان او نيست. بهتر است در اين باره به حديثى از امام ابو الحسن- عليه السلام- گوش فرا داريم كه از تشابه محال سخن مىگويد. و آن در معانى است نه در نامها كه مشترك است، مىگويد
«تشبيه در معانى است، و اما در اسماء واحد است و دلالت بر مسمى دارد، و از آن روى چنين است كه چون گفته شود انسان واحد است، خبر از آن مىدهد كه يك جسد است نه دو، و نفس انسان واحد نيست، بدان سبب كه اندامهاى مختلف دارد، و داراى رنگهاى متفاوت است، و از اجزايى جدا و متفاوت نسبت به يكديگر تركيب شده، چنان كه خون او چيزى جز گوشت او است، و گوشت او سواى خون او است، و عصب او غير از رگ او، و موى او جز پوست او، و سياهى او جز سفيدى او، و به همين گونه است همه چيزهاى آفريده ديگر، پس انسان از لحاظ اسم واحد است نه در معنى، و خدا جل جلاله واحدى است كه واحد ديگرى جز او نيست، و اختلاف و تفاوتى در او نيست، و زيادتى و نقصانى ندارد، پس انسان آفريده ساخته شده تركيبى از اجزاء مختلف و جوهرهاى گوناگون است، ولى مجموع آنها يك شىء واحد است». [٥] احديت و يگانگى خدا با شناخت استيلاى كامل وى بر همه چيز، و اين كه او هر چه بخواهد مىكند، و عبادت تنها مخصوص او است، و هر چه جز او پرستش شود بىحاصل است، تجلّى پيدا مىكند.
[٤] - همان منبع، ص ٢٠٧.
[٥] - نور الثقلين/ ج ٥، ص ٧١٠.