تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٠٦ - شرح آيات
است». [٣] بدين گونه كلمه «اللَّه» بر حسب اين روايت مشتق از «إله» است كه/ ٤٤١ معانى معبود را در خود جمع دارد، كه مردم درباره او متحيرند و متحيران به او پناه مىبرند.
«أَحَدٌ- يگانه.» با وجود اين كه «أحد»، چنان كه گفتهاند: مشتق از «واحد» است، دلالت آن بر وحدانيت و يكتايى بيشتر است، و خداوند سبحانه و تعالى بىنظير و شريك است، و اعضاء و اجزاء ندارد، چه در واقع و چه در نظر عقل و وهم، و معنى احد آن نيست كه او يكى از دو تا است، يا نوعى از انواع است، هرگز ... او واحد بىعدد واحد بىشبيه و نظير است.
در حديث آمده است كه در جنگ جمل يك اعرابى از امام امير المؤمنين- عليه السلام- از معنى «واحد» سؤال كرد، و مردم به آن اعرابى گفتند: مگر نمىبينى كه امير المؤمنين آشفته خاطر است؟! و امام گفت: او را به حال خود وا گذاريد كه آنچه اعرابى مىخواهد همان چيزى است كه ما از قوم مىخواهيم، (يعنى يكتا شمردن خدا و معرفت حقيقى به او پيدا كردن، و مقصودش از قوم دشمنان بود) و سپس گفت
«در حق خدا گفتن اين كه واحد است بر چهار گونه است: دو گونه از آنها در حق خدا روا نيست، و دو گونه حق است، از آن دو كه روا نيست، يكى اين است كه از واحد منظور از باب اعداد باشد، بدان سبب كه آنچه دوم ندارد در باب اعداد داخل نمىشود، و آن كس كه بگويد: خدا سومى از سه تا است، كافر است، و اگر كسى بگويد كه يكى از مردم است و مقصودش نوعى از جنس باشد، روا نيست، چه اين تشبيه است و در حق پروردگار ما روا نيست، و اما آن دو وجهى كه روا است، آن است كه شخص بگويد كه خداى عز و جل احدىّ المعنى
[٣] - همان جا.