تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٠٥ - شرح آيات
محدود و مقيدش سازيم، يا مدعى شناخت/ ٤٤٠ ذات او شويم، يا چيستى و چونى او را توهم كنيم.
و روايت شده است كه على- عليه السلام- يك شب پيش از جنگ بدر خضر- عليه السلام- را در خواب ديد و به او گفت: «چيزى به من بياموز كه به وسيله آن بر دشمنان پيروز شوم» و خضر در جوابش گفت: بگو يا هو! يا من لا هو الا هو! پس چون صبح شد على- عليه السلام- داستان خواب را براى رسول اللَّه نقل كرد، و او به وى گفت: اى على! اسم اعظم را ياد گرفتى و در روز بدر بر زبانم روان بود»، و روايت اضافه كرده است كه: امير المؤمنين- عليه السلام- قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ را خواند، و چون از خواندن آن فارغ شد گفت: «يا هو! يا من لا هو الا هو! اغفر لى و انصرنى على القوم الكافرين». [٢] «اللَّهُ- خداى،» خداى معبودى كه آسمانها و زمين او را تسبيح مىگويد، و متحيران درباره او در حيرتاند، و پناهخواهان به او پناه مىبرند.
در حديثى به جا مانده از امام على- عليه السلام- چنين آمده است
«معنى «اللَّه» يعنى معبودى كه آفريدگان در فهم چيستى و احاطه پيدا كردن به چگونگى او سرگردانند، و خدا از دريافت چشمها پوشيده و از توهمها و خاطرهها مستور است».
از امام باقر- عليه السلام- روايت شده است كه گفت: «معنى خدا معبودى است كه آفريدگان از فهم چيستى او و احاطه پيدا كردن به چگونگى او در حيرتاند (إله)، و عرب هنگامى مىگويد «إله الرجل» كه مرد متحير مانده باشد و به آنچه مورد نظر است علمى ندارد، و هنگامى مىگويد «وله» كه از ترس به چيزى پناه برده شد» و اضافه كرد كه: «پس إله از حواسّ خلق مستور و پوشيده
[٢] - همان منبع، ص ٢٢٢.