تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٣٣ - شرح آيات
پاره سنگ با خود داشت: يكى در منقار و دو تا در دو چنگال، و چون سنگ بر جايى از بدن مىافتاد در آن فرو مىرفت و از نقطه مقابل آن خارج مىشد، و مثلا اگر بر تارك سر كسى قرار مىگرفت، از مخ مىگذشت و پس از گذشتن از سراسر طول تنه از نشيمنگاه او بيرون مىرفت. و بعضى گفتهاند كه بر جاى فرو افتادن سنگ تاول آبله به وجود مىآمد، و به گفته ابن عباس: چون سنگ با يكى از ايشان اصابت مىكرد، در محل افتادن آن ورمى پديد مىآمد و اين آغاز مبتلا شدن آن شخص به آبله بود.
«تَرْمِيهِمْ بِحِجارَةٍ مِنْ سِجِّيلٍ- مىافكند بر ايشان سنگى از سجّيل (سنگ گل).» گفتهاند كه سجيل يعنى سنگى فراهم آمده از گل پخته شده به آتش جهنّم، و بعضى گفتهاند كه اصل سجيل كلمه سجّين به معنى سخت است كه نون آن به لام تبديل پيدا كرده است، و اگر كلمه معرّب باشد بعيد نيست كه چنين بوده باشد، و بعضى ديگر سجيل را از سجل به معنى نوشتن گرفتهاند و مىگويند كه اين عذاب برايشان نوشته و مسجل شده بوده است، و تأويل نخستين به حقيقت نزديكتر است.
شايد سنگ زهرآلود يا آلوده به ميكروب بيماريهاى كشنده همچون آبله بوده است كه در تفاسير آمده، و نيز در حديثى به جا مانده از امام باقر- عليه السلام- درباره قومى كه راهزنى مىكردند و به كارهاى زشت مىپرداختند آمده است: «...
با هر پرنده سه سنگ بود: دو تا در چنگالهايش و يكى در منقارش، كه بر آنان مىافكندند و در نتيجه آنان را به بيمارى آبله مبتلا مىكردند و خداى عز و جل بدين گونه ايشان را مىكشت، و پيش از آن/ ٣٥٩ مرغى بدان گونه و آبله نديده بودند». [١] [٥] چنان مىنمايد كه آبله بر ياختههاى بدنشان تأثير مىكرده و آنان را به صورت خس و خاشاك در مىآورده است.
«فَجَعَلَهُمْ كَعَصْفٍ مَأْكُولٍ- پس آنان را به صورت كاه خورده شده
[١] - نور الثقلين/ ج ٥، ص ٦٧٢.