تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٥١ - شرح آيات
است، و دوم آنها: طرد شريكان خدا و در برابر آنها ايستادن و سركشى كردن در مقابل سلطه ايشان، و سوم: پاك كردن قلب از دوستى يا تمايل داشتن نسبت به آنها، و پاك كردن فكر از رسوبهاى فرهنگ و پاكيزه ساختن رفتار/ ٢٦٥ از آداب و اخلاق آنها. و شايد اين درجه حنيفى بودن باشد، و خدا داناتر است، و از ابعاد آن است ملتزم بودن به شرايع خدا: از بر پا داشتن نماز چنان كه بايد، و خاضع بودن و پيوسته متعهد بودن به آن، و نيز چنين است دادن زكات.
«وَ يُقِيمُوا الصَّلاةَ وَ يُؤْتُوا الزَّكاةَ وَ ذلِكَ دِينُ الْقَيِّمَةِ- و نماز را بر پا دارند و زكات دهند كه دين پاينده و ارزشمند همين است.» گفتند: دين الكتب القيمة، به دليل گفته سابق او: «فيها كتب قيّمة». آرى، آنها كتابى است كه هيچ كجى و پيچيدگى و تفاوت و اختلاف ندارد، و هيچ تباين و جدايى از فطرت بشر يا حقايق آفرينش در آنها مشاهده نمىشود.
[٦] ميان پيروان دين واحد اختلاف روا نيست، به همان گونه كه ممكن نيست دين حق و مذهب باطل با هم جمع شود، بلكه ناگزير ميان حق و باطل تجسم پيدا مىكند و همين اساس يگانه شناختن خداى متعال است، و هنگامى كه خلاف ميان آنها پيدا مىشود، باطل غلبه پيدا مىكند و اهل حق شكست مىخورند، و بدين گونه قرآن به ياد ما مىآورد كه كفار بدترين آفريدگاناند.
«إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ وَ الْمُشْرِكِينَ فِي نارِ جَهَنَّمَ خالِدِينَ فِيها أُولئِكَ هُمْ شَرُّ الْبَرِيَّةِ- كسانى از اهل كتاب كه كافر شدند، و مشركان، جاودانه در آتش دوزخ خواهند ماند، و آنان بدترين آفريدگاناند.» بعضى از علماى دين نصاراى پيشين چنان مىپنداشتند كه اگر تعديلاتى در دين وارد كنند، به دين خدا خدمت كردهاند، و كلمات فلسفه را براى بيان مقاصد دين به كار مىبرند، و حتى چنان شد كه از جدا شدنهاى شركى بعضى از مفاهيم را گرفتند و آنها را با حقايق وحى تركيب كردند، و سپس به سازشكارى با قياصره و مترفان پرداختند و از دنيا دست كشيدند تا به آنان اجازه داده شود كه