تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٤٧ - شرح آيات
مىشدند، جاهليت يكه تاز ميدان مىشد، و دشوارى عهده زمانى بروز مىكرد كه مؤمنان به وحى در زير فشار جاهليت تسليم به آن مىشدند، و اين كيفيتى است كه پيش از بعثت پيامبر اسلام اتفاق افتاد، چه در آن هنگام پيروان آخرين پيامبر يعنى عيسى- عليه السلام- نيروى قابل ذكرى نبودند، و اين نه از جهت كمى شماره ايشان بلكه بدان سبب بود كه در ميدان سلطه با قيصرها بيعت كردند، و در ميدان فرهنگ پيرو فلاسفه شدند و با مترفان و مستكبران در اجتماع به مداهنه و رياكارى پرداختند، و از دين چيزى جز آداب و شعايرى ميانتهى براى ايشان بر جاى نماند، و به جاى اين كه با سلطههاى ستمگر به مبارزه برخيزند و از حقوق ستمديدگان و محرومان دفاع كنند، به مبارزه با يكديگر پرداختند، و كار به مجادلههاى ميان مذاهب گوناگون يك دين منجر شد. به صورتى در آمدند كه يهوديان پيش از ايشان بدان صورت درآمده بودند، و گرفتار همان اخلاق فاسدى شدند كه عيسى بن مريم- عليه السلام- براى اصلاح آن برانگيخته شده بود، و به همين گونه در ميدان فرهنگ و زمينههاى فكرى به دفاع از ارزشهاى وحى در برابر مفاهيم گمراه كننده فلسفه برنخاستند، بلكه در صدد آن بر آمدند كه ميان آن دو سازشى به وجود آورند، حتى اگر چنان بوده باشد كه در نتيجه چنين سازشى پاكيزگى و پاكى وحى از ميان برود. آيا به آن توجه كردهايد كه چگونه بر اثر پيروى از نو افلاطونى فلسفى به انديشه تثليث كشيده شدند، و از همين زمان ضرورت رسالت الاهى/ ٢٦٢ از هر زمان ديگر بيشتر شد، و اين نه فقط براى اصلاح بشريت و رهانيدن آن از تباهى گستردهاى بود كه بر آن عارض شده بود، بلكه براى پاك كردن رسالت از كجرويها و انحرافاتى ضرورت داشت كه به توسط اهل كتاب كافر در آن راه يافته بود، و نيز براى روشن كردن چراغهاى راهنمايى ضرورت داشت كه يا خاموش شده و يا بر اثر شهوات استكبارى نزديك بود كه خاموش شود، و ديگر راه رهروان دين را روشن نسازد و نتواند، در غياب فرستادگان خدا حجتى از خدا براى مردمان بوده باشد.
چنين بود كه خدا فرستاده خاتم خود را با قرآنى پاك از ناپاكى انحرافات فرهنگى كه همه ديانتها را به انحراف كشيده بود، و از تأثير فرمانروايان ستمگر و