تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٨٧ - شرح آيات
دشوارترين مرحله زندگى او بود، چه با مخالفت گسترده بعضى از اصحاب خود رو به رو شد، ولى با عزم و استقامت به كار برخاست.
به همين سبب است كه در تفسير آيه از امام صادق- عليه السلام- آمده است: «پس چون از پيامبرى فراغت يافتى، على را منصوب كن، و به پروردگارت توجه كن». [١١] [٨] چه چيز است كه مؤمنين را به حركت خود به خودى و نشاط و فعاليت مداوم و پيوسته برمىانگيزد؟ دوستى خدا و ميل و توجه داشتن به او است، و هر كس به كسى عاشق و واله باشد، دشواريها در راه رسيدن به او برايش آسان خواهد شد، و كدام دوستى در دلهاى مؤمنان از دوستى خدا بزرگتر است؟ و خدا گفته است وَ الَّذِينَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبًّا لِلَّهِ، [١٢] و به همين سبب نداى/ ١٩٦ خدا به رسول و به ميانجيگرى او به مؤمنان چنين رسيد
«وَ إِلى رَبِّكَ فَارْغَبْ- و به پروردگارت باز گرد.» قلب او نزد پروردگارش بود، چشمانش به خواب مىرفت ولى دلش خواب نداشت، و چون شب بر او در مىآمد، به توجه و توسّل به خدا و جهد و كوشش مىپرداخت. خوب است به قصهاى كه عايشه از قيام شبانه پيامبر نقل كرده، بدان گونه كه در روايت امام صادق- عليه السلام- آمده است، گوش كنيم. گفت
«شب نيمه شعبان بود، و رسول اللَّه- صلى اللَّه عليه و آله- نزد عايشه بود، پس چون شب به نيمه رسيد، رسول اللَّه- صلى اللَّه عليه و آله- از فراش برخاست، پس عايشه را آنچه همه زنان را فرا مىگيرد (يعنى غيرت و رشك) فرا گرفت و پنداشت كه نزد يكى ديگر از زنانش خواهد رفت، پس خود را در روپوش خود پيچيد- و سوگند به خدا كه نه ابريشم بود و نه كتان و نه پنبه، بلكه تار آن از مو و پود آن از كرك شتر بود- پس به طلب پيامبر در يك يك اطاقهاى زنانش پرداخت، و ناگهان در اين
[١١] - تفسير نور الثقلين/ ج ٥، ص ٦٠٥.
[١٢] - سوره بقره/ ١٦٥.