تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٨٨ - شرح آيات
ضمن دريافت كه پيغمبر در حال سجود همچون جامهاى چسبيده به زمين است، و چون به او نزديك شد، شنيد كه در سجود چنين مىگويد
«سواد و خيال من به تو سجده كرد، و دلم به تو ايمان آورد، اين دو دست من است كه با آنها جنايتى بر نفس خود روا نداشتهام، اى بزرگ! كه براى هر بزرگى اميد به تو است، گناه بزرگ مرا بيامرز، كه گناه بزرگ را جز پروردگار بزرگ نمىآمرزد».
سپس سر برداشت و بار ديگر به سجده رفت و عايشه شنيد كه چنين مىگويد
«پناه مىبرم به نور وجه تو كه آسمانها و زمين به آن روشن است، و تاريكيها در مقابل آن از ميان مىرود، و امر پيشينيان و پسينيان از ناگهانى بودن خشم و غضب تو، و مبدل شدن عافيت تو، و نابود شدن نعمت تو، اصلاح مىپذيرد، خدايا قلبى پرهيزگار و پاكيزه، و از شرك تهى، روزى من فرما،/ ١٩٧ نه كافر و شقى».
سپس گونهها بر خاك سود و گفت: «رخساره بر خاك سودم و غلتاندم، و حق من است كه به تو سجده كنم». [١٣]
[١٣] - مفاتيح الجنان (اعمال نيمه شعبان) ص ١٦٩.