تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٦٨ - شرح آيات
فقيرى به آقايى و سرورى نرسيد، و معروف است كه او- عليه السلام- به سبب تنگدستى به آن تن در داد كه برادرانش متكفل تأمين زندگى فرزندانش شوند.
ولى خداوند متعال با وسعت دادن به زندگى فرستادهاش بر او منت نهاد، چه خديجه دختر خويلد كه از ثروتمندان قريش بود به او ايمان آورد و همسر رسول خدا شد و او- صلى اللَّه عليه و آله- به فضل خداوند سبحانه و تعالى ثروتمند شد.
«وَ وَجَدَكَ عائِلًا فَأَغْنى- و تو را درويش يافت و توانگرت كرد.» [٩] پيامبر از سرزمين محروميت برخاست، پس يار محرومان بود، و پروردگارش به او سفارش كرد كه با يتيم مدارا كند، و از قهر او و تجاوز كردن به حقش خوددارى ورزد.
«فَأَمَّا الْيَتِيمَ فَلا تَقْهَرْ- و به يتيم قهر و خشم مكن.» اين كه يتيم از يتيم بودن احساس نقص مىكند، قهرى است كه براى او كافى است، و اجتماع بايد اين نقص را با مهربانى نسبت به او جبران كند، تا اين نقص عقدهاى بر جان او توليد نكند و خود را پست و زبون نپندارد، و در صدد انتقام گرفتن از آن در بزرگسالى نيفتد، و در اين هنگام به تعالى و استكبار در زمين و ... و ... متوسل نشود.
شايد تعبير به عدم توسل به قهر و فشار شامل دو امر بشود: اول دادن حقوق يتيم به او، و دوم: نگرفتن حق او به قهر و تسلط.
قرآن جنبه نفسانى يتيم را كه معمولا نيازمند به كمك مالى است نيز مراعات كرده است،/ ١٧٧ آيا مىدانيد براى چه؟ اولا: براى آن كه همه يتيمان به ديدن مهربانى و عطوفت معنوى نياز دارند، در صورتى كه بعضى از آنان ممكن است به كمك مادى نيازمند نباشند، ثانيا: بدان سبب كه نهى از طرف قهر قرار دادن آنان متضمن نهى از استضعاف مادّى ايشان نيز مىشود.
در فضيلت اهتمام به امر يتيمان و خوددارى از ستم كردن به ايشان، نصوص فراوان در دست است، و از جمله از رسول اللَّه- صلى اللَّه عليه و آله- روايت شده است كه گفت: «هر كس دست رأفتى به سر يتيمى بكشد، به شماره موهايى كه