تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٦٢ - شرح آيات
كرده و فرستادهاى به تو نمىفرستد، پس خدا اين آيه را نازل كرد ما وَدَّعَكَ رَبُّكَ وَ ما قَلى. [٣] در حديثى ديگر: مسلمانان به رسول اللَّه گفتند: اى رسول خدا! چرا وحى بر تو نازل نمىشود؟ پس گفت: «چگونه مىخواهيد وحى بر من نازل شود، در صورتى كه شما برجستگيهاى پشت بندهاى انگشتان دستتان را پاك نمىكنيد و ناخنهاى خود را نمىگيريد»، و چون سوره نازل شد، پيامبر به جبرييل گفت: «آن اندازه نيامدى تا مشتاق تو شدم»، پس جبرييل گفت: «و شوق من نسبت به تو شديدتر بود، ولى من بندهاى مأمورم، و ما جز به فرمان پروردگارت فرود نمىآييم». [٤] از ابن عباس روايت شده است كه: وحى مدت پانزده روز از او متوقف شد، پس مشركان گفتند: محمد را پروردگارش بدرود گفت و به او خشمگين شد، و اگر امر او از خدا بود، همچون گذشته ادامه مىداشت، چنان كه با پيامبران پيش از او چنين بود [٥] پس اين سوره نازل شد.
/ ١٧١ اين سببها با يكديگر تداخل دارد، و ممكن است كه تأخير وحى بيش از يك سبب مىداشته باشد، و هر چه بود، مؤمنان در معرض امتحان قرار گرفتند، و اشتياق پيامبر به وحى افزايش يافت، و شايعه پراكنيهاى مشركان بر باد رفت، و مردمان دانستند كه سخن ايشان باطل است.
[٤] به همان گونه كه نور خورشيد پس از شبى تاريك منفجر مىشود، و به همان گونه كه وحى پس از بريده شدن و انتظار نازل شد، به همين گونه آخرت كه از لحاظ زمانى متأخر بر دنيا است بهتر و پايندهتر است، و بر مؤمن لازم است كه براى رسيدن به نتايج شتاب نورزد، چه ممكن است در تأخير آن مصلحتى بزرگ بوده باشد.
[٣] - نور الثقلين/ ج ٥، ص ٥٦٤.
[٤] - مجمع البيان، ج ١٠، ص ٥٠٤.
[٥] - القرطبى، ج ٢٠، ص ٩٢.