تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٥١ - شرح آيات
گفت: پس گفت: آيا اين ظلم نيست؟ و من از اين سخن سخت بيمناك شدم و گفتم: هر چيز را خدا آفريده و ملك دست او است، كسى از او نمىپرسد كه چه مىكند و همگان مورد پرسش قرار خواهند گرفت. پس به من گفت: خدا تو را بيامرزد. من در آنچه از تو پرسيدم قصدى جز آزمايش عقل تو نداشتم.
دو مرد از مزينة به نزد رسول اللَّه- صلى اللَّه عليه و آله- آمدند و گفتند: يا/ ١٥٨ رسول اللَّه! در آنچه مردم امروز مىكنند و براى آن رنج مىبرند چه مىگويى؟ آيا از قدرى است كه از پيش معين شده، يا درباره آنچه اكنون با آن رو به رو مىشوند و پيامبرشان برايشان آورده و حجت بر ايشان تمام شده است؟ پس گفت: «نه، بلكه چيزى است كه قضا بر آن جارى شده و در ايشان به جريان افتاده، و تصديق اين مطلب در كتاب خدا با اين آيه است وَ نَفْسٍ وَ ما سَوَّاها فَأَلْهَمَها فُجُورَها وَ تَقْواها. [٩] به نظر من در اين جا خلطى هولناك براى بعضى در ميان ايمان داشتن به قضا و قدر و ميان نظريه يهوديانى كه در آن گمان كردهاند، صورت گرفته است به اين كه: دست خدا بسته است، و خدا نمىتواند آنچه را كه خود مقدر كرده است تغيير دهد، و اين كه بندگان آنچه مىكنند مجبور به انجام دادن آنند، و اين كه خدا آنان را بدون آن كه دخالتى در افعال خود يا مشيت او داشته باشند مجازات مىكند.
منشأ اين خلط، افراط بعضى از مؤمنان در ضديت با نظريه تفويض است كه گمان مىكنند بنا بر اين نظريه خدا بندگانش را به حال خودشان رها كرده است بى آن كه امر و نهيى كند يا چيزى را مقدر سازد.
نظريه ميانه و معتدل آن است كه از نظر اكثر مفسران دور مانده، و آيات خدا به آن صراحت دارد، و لبّ شريعت و خلاصه شريعتهاى الاهى است و بدين صورت بيان مىشود: خدا فرمان رانده و مقدر كرده است، و از جمله فرمان رفتهها و قضاها آزادى انسان در حدود مشيت او و مسئوليت انسانها در مقابل افعالشان است، و اين كه خدا توانايى خواست و مشيت را به آدمى عطا كرده، به همان گونه كه
[٩] - نگاه كنيد به القرطبى، ج ٢٠، ص ٧٦.