تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٥٣ - شرح آيات
است، و آرزوى دراز مايه فريب او، و شيطان گماشته بر او و قريب او، نافرمانى را در ديده او مىآرايد تا وى بر مركب گناه نشيند و توبه را بدو چنان مىنمايد كه آن را به تأخير افكند (و هر زمان ميسّر بيند) تا آنكه مرگ او بر او هجوم آرد، گر چه هماره دل از آن غافل دارد، پس دريغا و حسرتا بر آن غافل بىخبر كه عمرش بر او حجّتى است مستمر و روزگارش او را به تيره روزى رهبر.» [٥٨] مرحله سوم: ترديد و شك «وَ ارْتَبْتُمْ- و در شك و گمان افتاديد.» براستى، خداوند انسان را به حق بينا و آگاه مىسازد و خطايى را كه وى بر آن است و مرتكب مىشود براى او آشكار و بيان مىكند، اگر به تغيير راه خود اقدام كند، هدايت مىشود، و گرنه درنگ و تأخير و طفره و تعلّل يقين او را به شك تبديل مىكند. امام على (ع) گويد: «دانش خود را نادانى نينگاريد و يقين خود را گمان نپنداريد، چون دانستيد به كار پردازيد، و چون يقين كرديد به اقدام دست يازيد.» [٥٩] هنگامى كه انسان به گونهاى عملى به التزام به حق اقدام مىكند از ژرفاى وجود خود بدان اقناع شده و مطمئن است. خداى تعالى گويد: «وَ الَّذِينَ جاهَدُوا فِينا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنا [٦٠]- و آنان كه در راه ما به مجاهدت كوشيدند، بيقين آنها را به راههاى خود رهنمايى مىكنيم،» در غير اين صورت پيش خود به شك آغاز مىكند تا از خلجان ضمير و سرزنش نفس نكوهنده وارهد، آن گاه اگر برادرانش به خير انديشى به بازگشت بدان صورت نصيحت كنند به سبب خودخواهى گناه او را در مىربايد، و منكر حق مىشود و همان گونه كه كافران به مؤمنان گفتند، گويد: «لَوْ كانَ خَيْراً ما سَبَقُونا إِلَيْهِ [٦١]- اگر (دين اسلام) بهتر مىبود (فقيران در قبول آن) بر ما پيشى نمىگرفتند»، و اين صفت پيوستن آنان را به مؤمنان منتفى مىكند، زيرا خدا بويژه و
[٥٨] - نهج، خ ٦٤٠، ص ٤٩- ٥٠.
[٥٩] - نهج، حكمت ٢٧٤، ص ٤١٢.
[٦٠] - العنكبوت، ٦٩.
[٦١] - الاحقاف/ ١١.