تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٥٠ - شرح آيات
[١٤] پس از آن كه در آخرت ميان اين دو گروه چنان ديوارى بكشند، منافقان و دورويان مؤمنان را ندا دهند (و بانگ كنند)- و ندا با گفتار تفاوت دارد، زيرا گفتار يعنى گفتگو از نزديك، امّا نداء گفتگو از فاصلهاى دور، يا از پشت پرده و به بانگى بلند باشد كه ندا دهنده بخواهد سخن خود را به طرف ديگر بشنواند.
/ ٤٤ «يُنادُونَهُمْ- آنان را آواز دهند (و ندا كنند)» با نداى مدد خواهى و حسرت.
«أَ لَمْ نَكُنْ مَعَكُمْ- آيا ما با شما نبوديم؟» و در آنجا مؤمنان به آنان پاسخى مىدهند كه همان سخن قاطع و برهان بُرنده است
اوّلًا: با بيان حقيقت پيوستگى و وابستگى، كه تنها وابستگى زبانى نيست، بلكه پيوستگى به كردار و عمل هماهنگ و متجانس است و اين با واقعيّت (وجود و فكر) منافقان و دورويان تحقّق نمىيابد، زيرا آنان خود را در فتنه مىافكنند، در حالى كه مؤمنان از آن مىپرهيزند، و به انتظار مىماندند و پا به پا مىكنند، در حالى كه مؤمنان دست به اقدام مىزنند، و شك و ترديد مىكنند، در حالى كه مؤمنان يقين دارند، و به آرزوهاى دراز دامن فريفته مىشوند، در حالى كه مؤمنان مىكوشند، و به نداى شيطان پاسخ مثبت مىدهند، در حالى كه مؤمنان از او به خدا پناه مىجويند، و از سر بخل امساك مىورزند و به مردم نيز مىگويند چنين باشند، در حالى كه مؤمنان انفاق مىكنند.
ثانيا: با بيان مراحل فرو افتادن به پستى و هلاكت در مورد انسان، كه اين روشنترين آيه در قرآن از حيث ترتيب پيامدى مراحل سقوط است، بدين شرح
مرحله نخست: خود را به فتنه افكندن، و «فتن» در لغت به معنى نهادن فلزّ چون طلا در آتش است. و ابتلا: آزمودن با مشكلات را فتنه ناميدهاند، از آن رو كه انسان در ضمن آن در آتش حوادث و عوامل دگرگون كننده داغ مىشود و با رقابتها و مبارزه طلبيها و فشارهاى دشوار و گاه درهم شكننده روبرو مىشود، و سؤال