تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٢٤ - شرح آيات
مىشدند،» [٣٥] و از جابر بن عبد اللّه آمده است كه گفت: «ما با پيامبر خدا (صلّى اللَّه عليه و آله) نماز مىگزارديم كه كاروانى شتران با بار برسيد، مردم به سوى آن كاروان رفتند و جز دوازده نفر كه من نيز جزو آنها بودم باقى نماندند، پس اين آيه «آيه ١١» نازل شد. [٣٦] و ابو مالك حسن گفت: مردم مدينه دچار گرسنگى و گرانى نرخها شدند، پس دحية بن خليفه از طريق تجارت از شام روغن آورد، و در همان حال پيامبر (صلّى اللَّه عليه و آله) خطبه روز جمعه را مىخواند، چون مردم دحيه را ديدند از بيم آن كه ديگران (در خريد) سبقت گيرند، در بقيع به نزد او رفتند (و به سودا پرداختند)، و همراه پيامبر (صلّى اللَّه عليه و آله) جز تنى چند اندك نماندند، پس اين آيه نازل شد، و پيامبر (صلّى اللَّه عليه و آله) گفت: «سوگند به آن كه جان من به دست اوست اگر همه به دنبال او مىرفتيد چنان كه يك تن از شما باقى نمىماند، همانا اين درّه آتش به سوى شما سرازير مىكرد.» [٣٧] ولى بسيارى از فقهاى اسلام وجود حكومت اسلامى و امام عادل را شرط برگزارى نماز جمعه مىدانند، و شايد اين از آن روست كه نماز جمعه از شعائر سياسى دينى است و شايسته نيست كه ستمگران در گمراه كردن مردم و تحميل خود از آن سوء استفاده كنند، زيرا نماز جمعه از مهمترين و برجستهترين مناسبتهايى است كه مسلمانان در آن گرد مىآيند و اين گردهمايى به طاغيان و گردنكشان اجازه و امكان مىدهد كه از منبرى كه انبوه مردم پيرامونش گرد آمدهاند براى گمراه كردن اجتماع سوء استفاده كنند، و ما در تاريخ مىخوانيم كه چگونه خطبههاى جمعه محور جنگ با دوستان خدا شد، چنان كه حزب اموى در برابر امام على و اهل بيت (عليهم السّلام) چنين كرد، و چنان كه امروز مىبينى علماى بد چگونه دو خطبه جمعه را بلند گويى از بلندگوهاى طاغيان ساختهاند تا آنجا كه خطبههاى خويش را از خود حكومتها مىگيرند و براى اين كار مزد دريافت مىكنند.
[٣٥] - نور الثقلين، ج ٥، ص ٣٢٥، نقل از الكافى.
[٣٦] - همان مأخذ.
[٣٧] - همان مأخذ.