تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٢١ - شرح آيات
«وَ اللَّهُ عَلِيمٌ بِالظَّالِمِينَ- و خدا به ستمكاران داناست.» اگر اين صفت در مورد ديگر يهوديانى كه از تورات منحرف شدهاند صادق باشد بيگمان در مورد علما و احبار آنان كه به زندگى چسبيدهاند صادقتر است، اما چه زندگيى، و در برابر چه بهايى؟ زندگى، خوارى و دنباله روى و توهينپذيرى، و به بهاى از دست دادن دين و عزّت و چه بسا آسايش و راحت خود. و پناه مىبرم به خدا هنگامى كه عالم ترسو شود، زيرا او نه تنها خود را پيرو خوار جبّاران و قدرتمندان مىكند بلكه هم چنان پيروان خود را گروهى خوار و سرسپرده هر حكمران ستمگرى مىسازد، و خطّى شكستگرايانه و توجيه كننده با افكارى منفى كه مىپراكند و تحريفهايى كه در متون و نصوص دينى به عمل مىآورد، در اجتماع ترسيم مىكند.
اين روش در ميان علماى يهود و نصرانى و پارهاى از علماى مسلمانان كه/ ٣٨٧ هم چنان در نهان و آشكار سر بر آستان پادشاهان دارند جارى و معمول است، با هر ده انگشت خود بر جرايم و خلافكاريهاى آنان امضا مىنهند و اثر انگشت مىگذارند و سيل فتواهاى دروغين را هر قدر خواستند پيمانه مىكنند و جارى مىسازند، و اراده عامّه مردم را فريب مىدهند و نصوص دين را جعل و تحريف مىكنند. بيقين آنان راهزنان راه خدايند، چنان كه در حديث قدسى آمده، و خطرشان براى اسلام از خطر هزار تيغ و هزار تفنگ بيشتر است، «هُمُ الْعَدُوُّ ... قاتَلَهُمُ اللَّهُ أَنَّى يُؤْفَكُونَ [٣٠]- ايشان دشمناناند ... خدايشان بكشد، به كجا منحرف مىشوند.» آنان بايد بدانند كه هر چند كه مردم يا خود را بفريبند، بيگمان خداوند به آنان داناست و بر حسب علم ذات سبحان خود نه بر حسب فريب و ظاهرسازى آنان، ايشان را به پاى حسابرسى مىكشاند و با خوارى و ذلّت به دوزخشان مىافكند.
[٨] «قُلْ إِنَّ الْمَوْتَ الَّذِي تَفِرُّونَ مِنْهُ فَإِنَّهُ مُلاقِيكُمْ- بگو آن مرگى كه از آن مىگريزيد شما را درخواهد يافت.»
[٣٠] - بخشى از آيه ٤، سوره منافقون.