تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤١٥ - شرح آيات
اين آيه كريم به دو نام پيروزمند و حكيم پايان مىيابد، زيرا پيوستن ديگران به مسير امّت اسلامى و ادامه يافتن رسالت در ميان ايشان در طول زمان، مظهر اين دو اسم است، چون خداوند به وسيله آنان دين خود را در زمانهاى ديگر در ميان امّتها پيروز مىكند و عزّت و تسلّط او در ميان مردم در وجود آنان متجلّى مىشود، هم چنان كه از حكمت اوست كه حركت مؤمنان را بر طبق رسالتش تنها به اجتماع معاصر پيامبر محدود و منحصر نكرده بلكه آن را در طول نسلها و زمانها نيز قرار داده تا مشعل حق هم چنان فروزان باقى بماند و آيندگان پس از گذشتگان آن را حمل كنند، امّت به وسيله آنان گسترش يابد و مسير خود را ادامه دهد.
از تجلّيات اسم حكمت براى پروردگار پيروزمند، اين است كه نسل معاصر پيامبر را به فضيلت اسلام اختصاص نداده بلكه ديگران را به اندازه درجات ايمانى و كوششهاى ستوده خود در فضل شريك آنان ساخته است، و اوست كه مىگويد
«كُلُّ نَفْسٍ بِما كَسَبَتْ رَهِينَةٌ [٢٤]- هر كس در گرو كارى است كه كرده است.» [٤- ٥] آيه چهارم در همين سياق تنظيم شده تا هر تصوّر محدود نژادى يا قومى را در مورد رسالت كه گويد فقط به مردم مكه يا اعراب اختصاص دارد لغو و ابطال كند و تأكيد كند كه هدايت به سوى حق/ ٣٨٢ مكرمت و مرحمتى است الهى كه خداوند آن را به هر كس از آفريدگان خود بخواهد مىبخشد.
«ذلِكَ فَضْلُ اللَّهِ- اين بخشايش و فضل خداست.» امّا زبان و رنگ و تبار و ديگر صفات و مقياسهاى مادّى به خودى خود فضلى نيست كه عرب بر غير عرب، يا سفيد بر سياه، يا خويشاوند نزديك بر غير خويشاوند بدان فخر بفروشد، هرگز ...
از آنجا كه اين بخشايش و فضل به خداى عزّ و جلّ اختصاص دارد و او صاحب اختيار است كه از آنچه مىكند او را نمىپرسند پس هيچ كس حق ندارد كه
[٢٤] - المدّثّر/ ٣٨.