تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٠٦ - شرح آيات
كرد، و پرده اندوههاى آن را از دلها به كنار برد و سايه غمهايش را از ديدگان بسترد، و به رهنمايى مردم برخاست و آنان را از نادانى نجات داد و بپيراست و از كورى بينا و به هدايت با اين دين پايدار آشنا كرد و به راه راستشان دعوت و ندا كرد،» [٩] و آن بانو (عليها السّلام) گفت: «و شما بر لبه پرتگاهى از آتش بوديد، دوشابى براى نوشنده و شكار و فرصت طمعكار، و غنيمت و صيد شتابكار، و قدمگاه گامها، آب آبگيرها را مىنوشيديد و موش را قوت و غذاى خود مىكرديد، خوار و ذليل بوديد و مىترسيديد كه مردم پيرامونتان شما را بربايند.» [١٠] اينجا سؤالى پيش مىآيد: چرا پيامبر امّى خوانده شده، و قرآن گفته است «رَسُولًا مِنْهُمْ- پيامبرى از ايشان،» نعمتى كه در امّى بودن پيامبر است كدام است؟ ماوردى گويد: پاسخ سه گونه است: يكى از آن سه پاسخ اين است
مطابق درآمدن با بشارت پيامبران كه پيشاپيش چنين مژده داده بودند، دوم: براى همگون بودن حال او به احوال افراد جامعه كه نزديكتر/ ٣٧٤ به موافقت آنان است، سوم
براى آن كه اين گمان بد را رفع كند كه آنچه را بدان دعوت مىكند از كتابهايى كه خوانده و حكمتهايى كه تلاوت كرده، آموخته است. [١١] در حالى كه پاسخ بهتر همان است كه در حديثى شريف از امام باقر (عليه السّلام) منقول است كه خواهد آمد.
در آنجا شبههاى است، و پارهاى كوشيدهاند كه از گفته خدا درباره پيامبر (صلّى اللَّه عليه و آله) تخليطى كنند، آنجا كه گويد: «منهم- از ايشان (يعنى از امّييّن)» و بيسوادى و جهل را به پيامبر اكرم نسبت دادهاند، امّا ائمه هدى به نوبه خود سعى كردهاند كه آن را به صورتى منطقى رد كنند. به امام باقر (ع) گفتند: مردم ادّعا مىكنند كه پيامبر (صلّى اللَّه عليه و آله) نوشتن و خواندن نمىدانست. گفت: «دروغ گفتند، خدا لعنتشان كند. چه جاى اين سخن است در
[٩] - الاحتجاج، ج ١، ص ٩٩.
[١٠] - الاحتجاج، ج ١، ص ١٠٠.
[١١] - القرطبى، ج ١٨، ص ٩٢.