تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٠٤ - شرح آيات
دور شدن آنان از مسير كاينات و موجودات آنان را بدان مسير بازگرداند،/ ٣٧٢ و بدين گونه مسير و حركت اصلاحى اجتماع آغاز شد كه از پراكندگى به الفت و پيوستگى و از سستى به نيرومندى و از جاهليّت و عقبماندگى به دانش و تمدن تحوّل يافت.
«هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ رَسُولًا مِنْهُمْ- اوست خدايى كه به ميان مردمى بىكتاب پيامبرى از خودشان برانگيخت.» بسيارى از مفسّران گفتهاند كه «امّيين» كسانى هستند كه به مكّه «امّ القرى» نسبت داده شدهاند، و محتمل است كه آنان به لحاظ امّتها و ارزشها پراكنده بودند، و ظاهرتر (به ديده مفسّران) آن است كه بيگمان آنان جاهلياناند، جز اين كه بايد گفت امّى و جاهلى كسى نيست كه نمىخواند و نمىنويسد، زيرا اين معناى حرفى ظاهر كلمه است، پس به تحقيق، دانشمندى كه مىخواند و مىنويسد به جاهليّت و امّيّت نسبت داده مىشود زيرا با دانستههاى خود همكارى و هماهنگى ندارد. [٧] نداشتن توانايى خواندن و نوشتن يك مظهر از مظاهر عقب ماندگى و نادانى است، و جاهليّت را مظاهرى است گوناگون كه همگان كلمه امّى را بر آنها صادق دانستهاند كه به نظر مىرسد اين كلمه غلبه و شمول يافته تا تمام ابعاد جاهليّت را در برگيرد، و اين مطلب را از به كاربردن آن در قرآن حكيم درمىيابيم كه در سياق گفتگوى خود درباره اهل كتاب كه مىخواندند و مىنوشتند و در ميان آنان مدّعيان دانش بودند مىگويد: «وَ مِنْهُمْ أُمِّيُّونَ لا يَعْلَمُونَ الْكِتابَ إِلَّا أَمانِيَّ وَ إِنْ هُمْ إِلَّا يَظُنُّونَ [٨]- برخى از ايشان (يهوديان) بيسوادانى هستند كه نمىدانند در آن كتاب (تورات) چيست، جز سخنانى كه شنيدهاند و مىخوانند. اينان تنها پايبند گمان خويشاند،» ولى چرا خداوند بويژه در ميان امّييّن (پيامبر را) مبعوث كرد؟
[٧] - امام صادق (عليه السّلام) گفت: «آنان مىنوشتند ولى كتابى از جانب خدا با آنان نبود، و پيامبرى نزد آنان فرستاده نشده بود، پس خداوند نسبت امّيين بدانها داد» نور الثقلين، ج ٥، ص ٣٢٢.
[٨] - البقرة/ ٧٨.