تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٨٥ - شرح آيات
مىكوشند، زيرا در آمدن از قيد بخل نفس فردى و رهايى از كينتوزيها نسبت به ديگران از كارهاى دشوارى است كه نياز به توفيق الهى و ارادهاى قوى دارد و اين نشانه رسيدن انسان به درجهاى والا از ايمان است و در حديث شريف آمده است
«آخرين چيزى كه از دلهاى صدّيقان بيرون مىآيد حسد است» و مؤمنان به اين درجه مىرسند و درمىيابند كه رسيدن ايشان به درجه رهايى از كينهها نسبت به برادران خود دليل رأفت خداوند و رحمت او بديشان است و از اين در دعاى خود او را ثنا مىكنند و مىگويند
«رَبَّنا إِنَّكَ رَؤُفٌ رَحِيمٌ- اى پروردگار ما تو مشفق مهربانى،»/ ٢٥٦ و اين دو نامهايى است از آن خداوند كه در روش مؤمنان از طريق رفتار متقابل آنان با يكديگر جلوهگر مىشود، و ايشان از پروردگار خود درخواست فزونى توفيق مىكنند تا بدين دو خوى آراسته شوند و خداوند بر ايشان رأفت كند تا كينه نسبت به يكديگر را از دلهايشان بردارد و آنان را با آمرزش خود مورد مرحمت قرار دهد.
[١١- ١٢] چنين بود تصوير مؤمنان در دوستى و مهربانى متقابل با يكديگر و چنان بود تصويرى معكوس كه منافقان و كافران را نمايش مىدهد و از گسيختگى روابطشان حكايت مىكند و روند آيه از نمونه از روابط منافقان مدينه با كافران بنى نضير براى ما سخن مىگويد كه با وجود عهد و پيمانهايى كه اينان به آنان داده بودند و با وجود پيمانهايى كه با يكديگر عليه السلام و پيامبر بسته بودند هيچ يك از اينها به همبستگى آنان نيفزود و در نخستين رويارويى آنان با مسلمانان آن عهد و پيمانها و روابط از هم گسيخت. و اين مثالها بطبع از طرف مؤمنان كه وارد معركه نبرد با دشمنان شدهاند در خور تأمل و تفكّر است، زيرا اين تفكّر روح اعتماد و اطمينان به پيروزى را در ايشان مىدمد، و از اين رو است كه خداوند پيامبر خود و هر مؤمنى را به بررسى اين مطلب فرا مىخواند و در كلام خداى سبحان مىآيد
«أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ نافَقُوا- آيا منافقان را نديدهاى،» و منافق را از آن رو منافق گفتهاند كه اين كلمه مشتق از نافقاء يعنى لانه