تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٣٠ - زمينه كلى سوره
موجود ميان آنان را بيان مىكند، مثالهايى نيز از واقعيّت منافقان (از اهل مدينه) و كافران اهل كتاب (از غير مردم مدينه) مىزند و نشان مىدهد كه چگونه خيانت بر روابط آنان حكمروا بود، كه به آنان وعده دادند در صورتى كه مورد هجوم قرار گيرند اينان به آنان يارى خواهند داد ولى خدا گواه است كه دروغ مىگفتند: هم چنان كه مثالهايى ديگر از واقعيّت يهوديان مىزند و بيان مىكند كه چگونه توسّل و تمسّك به عزّت خدا را از دست دادند و از اين رو مىبينيد كه شما را مىهراسند، هم چنان كه دلهايشان در ميان خودشان پراكنده است و يكدل نيستند زيرا گروهى هستند كه خرد نمىورزند.
رابطه شيطان با پيروان خود چنين است، آنها را به كفر فرمان مىدهد (و آرزوى پيروزى را در دلشان مىافكند) ولى آنها را وا مىگذارد و مىگويد: من از خداوند، پروردگار جهانيان مىترسم، پس سرانجام آنان دوزخ است كه در آن جاوداناند.
هشتم: براى آن كه روح پرهيزگارى كه همانا اصل هر خيرى است در ميان امّت رشد و نموّ كند و ببالد و نيرو گيرد، خداوند به ما مىفرمايد كه بنگريم چه چيزى پيشاپيش به سرايى كه فردا بدانجا منتقل مىشويم، روانه كرده و فرستادهايم، و به ما امر مىكند كه همواره او را ياد كنيم، زيرا هر كه خدا را فراموش كند خداوند او را از ياد خود او خواهد برد (چنان كه به مكر خود و سرانجام خود در آخرت نمىافتد)، و به ما مىفرمايد كه بكوشيم تا از اهل بهشت باشيم (كه پيش از اين به ايشان اشاره شد و گفته شد كه با وجود نيازى كه به مال خود داشتند مهاجران را بر خود ترجيح دادند و ايثار كردند)، و اينكه از سرنوشت اهل دوزخ بپرهيزيم كه اين دو گروه برابر نيستند و اصحاب بهشت همان كاميابان و رستگاراناند.
/ ٢٠٦ در پايان آيه پروردگار ما، با بيان نامهاى نيكوى خود از طريق آياتى كه اگر بر كوهى نازل مىشد از بيم و پرواى خدا بر زمين فرو مىافتاد، به پيامبر خود و مؤمنان تحفه و هديه مىبخشد ...