تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٨٥ - شرح آيات
دوم: تجاوز به حرمتهاى جامعه و امّت، چون تجاوز به حقوق و داراييها و ناموسهاى مردم.
سوم: نافرمانى از رهبرى رسالتى كه آن روز در وجود پيامبر اعظم (صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم) شكل گرفته بود، و اين نافرمانيها، با وجود دگرگون شدن مصاديق آن در واقعيّت اجتماعى، هم چنان معصيت و نافرمانى نسبت به پيامبر محسوب مىشود، زيرا امتداد طبيعى همان جريان در ميان نسلهاى امّت است.
اين گناهان سه گانه تجاوز به حدود خداوند است، كه منافقان آنها را محور نجوا و سخنان پنهانى (و توطئههاى) خود قرار دادهاند، و اين هر سه گناه پى در پى آمدهاند، زيرا مجالس توطئهگران- هر جا و هر وقت و با هر هدفى كه باشد- از گناه، از قبيله يا قوم يا گروه گرايى و تبار پرستى يا نژادپرستى، از دروغ و افترا، از كوچك شمردن ارزشها بخاطر شخص خود، و برانگيختن حسّاسيّتها سرچشمه مىگيرد، و شرهاى نهفته از هر يك از اينها رها مىشود و به جنب و جوش درمىآيد تا به دشمنى و غصب حقوق ديگران و اقدام براى دستيابى و چيرگى و افزونى جويى بر آنان مىانجامد، و در اين كارها در هم شكستن سنّتها و قوانين عادلانه خدا و مخالفت با رهبرى شرعى وجود دارد.
براستى كه اين جلسات شوم همان رحم و زهدان شبكهها و دامهاى حزبى گمراه كنندهاى است كه براى چيره شدن بر امّت طرحريزى شده، و اگر فقدان احساس مراقبت خدا، و فقدان تقوا و پرهيزگارى از خدا و در نتيجه فقدان انصاف و عدالت نبود، چنين جلساتى كه هدف شركت كنندگان در آنها جز تحقق بخشيدن به خواستها و شهوتهاى كم بهايشان نيست، زاده نمىشد و تشكيل نمىيافت.
عمل نجوا كردن همان تأثير گذارى متقابل در ميان منافقان است كه يكديگر را پيش مىرانند و/ ١٦٤ به گمراهى و تجاوز به حريم حق مىخوانند، و به معنى تشكيل جنبشى پنهانى است كه بر مبادى سهگانهاى استوار شده كه نجوا شامل آنها مىشود.
«وَ إِذا جاؤُكَ حَيَّوْكَ بِما لَمْ يُحَيِّكَ بِهِ اللَّهُ- و چون نزد تو مىآيند به