تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٨٦ - شرح آيات
گونهاى تو را سلام مىگويند كه خدا تو را بدان گونه سلام نگفته است،» زيرا مىگفتند: السّام عليكم به معنى سأم: بيزارى و ملال، يعنى: اى پيامبر خدا بزودى تو از پيامبرى خود ملول و بيزار خواهى شد، يا «سام» به معنى مرگ نزد يهوديان، و طبيعى است كه اگر سلام كننده دور باشد و كسى بر او گمان بد نبرد قصدش از اين عبارت كه در ظاهر و حرفهايش نزديك به سلام است روشن نمىشود، جز اين كه پيامبر نسبت به منافقان و يهوديان هشيار بود و به ايشان به يك كلمه «و عليكم: و بر شما باد» پاسخ مىگفت، يعنى همان چيزى را كه به سوى من پرتاب كرديد به سوى شما بازمىافكنم، و پس از آن وحى آنان را نزد همه مسلمانان رسوا و مفتضح كرد تا آنان خود بدانند كه خداوند بر هر چيزى آگاه است، و براستى قضاياى آشكار همچون قضيه آن مجادله و قضاياى پنهان همچون نجواى آنان را مىداند و از آن آگاهى دارد. تفسيرى ديگر نيز از (تحيّت: سلام و شادباش گويى) وجود دارد، و آن اين است كه آنان پيامبر را بدين كلمات تحيّت مىگفتند (انعم صباحاً، و انعم مساءً: صبح بخير، و شب بخير) و اين تحيّت اهل جاهليّت بود، در حالى كه خداوند به ايشان فرمان داده بود در محضر پيامبر با سلام اسلام به عبارت (السّلام عليكم) تحيّت بگويند.
تفسيرى سوم نيز در اين مورد كردهاند كه آنان به پيامبر به عنوان رهبر امّت سلام نمىكردند، بلكه به صفت و عنوان شخص او سلام مىكردند، چنان كه مىگفتند: (السّلام عليك يا ابا القاسم)، و اين تفسير با مفهوم سياق آيه مناسبتر است، با آن كه تفسير نخست در متون تاريخى آمده است. از عايشه روايت كردهاند كه گفت: «مردمى يهودى نزد پيامبر (صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم) آمدند و گفتند: السّام عليك يا ابا القاسم، (مرگ بر تو، اى ابو القاسم)، من گفتم: السّام عليكم و فعل اللَّه بكم: مرگ بر شما، و خدا با شما چنان كند.» حضرتش (عليه السّلام) گفت
عايشه! فروگذار، زيرا خداوند دشنام و دشنامگويى را دوست ندارد.» گفتم: اى پيامبر خدا! نمىبينى چه مىگويند؟ گفت: «و آيا تو نمىبينى كه من همان را كه