تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٥٣٤
مىگيريم.» گفتهاند: مراد از «ارض» در اين جا بهشت است، و خدا داناست.
«فَنِعْمَ أَجْرُ الْعامِلِينَ- عمل كنندگان را چه مزد نيكويى است.» اين پايان حكمت آموز آيه حقيقتى بسيار مهمّ را تأكيد مىكند، و آن اين كه گرچه پرهيزگارى و تقوى/ ٥٤٤ زره انسان و دژ اوست كه از عذاب در امانش مىدارد، ولى به تنهايى بدون كردار، كه همواره جزء اساسى آن است، كافى نيست.
زره به تنهايى براى رزمندهاى كه به ميان معركه نبرد مىرود كافى نيست، بلكه ناگزير است سلاحى را براى حمله و دفاع به كار برد، همچنين است در مورد مؤمن، او با تقوى از ارتكاب گناهان بزرگ خود را پناه مىدهد، ولى از سوى ديگر براى آن كه خود را به بهشت نزديك كند و آينده ابدى خويش را بسازد از عمل بىنياز نيست.
از آن جا كه بهشت به دست نمىآيد مگر با كردار نيك پس از تقوى، و از آن جا كه عمر انسان كوتاه و محدود است پس ناچار است به پرهيزگارى و كردار خود بيفزايد، و به اندازه امكان از فرصت عمر كوتاه خود، در راه خشنودى خدا و خريدارى بهشت، بهره جويد، و اين بدان صورت است كه آن را هدفى فراروى خود قرار دهد و تمام كوششهايش را صرف رسيدن به آن كند.
از جابر بن عبد اللَّه انصارى نقل شده است كه گفت: عربى نزد پيامبر خدا (ص) آمد و گفت: اى پيامبر خدا، آيا بهشت را بهايى است؟
گفت: «آرى».
گفت: بهاى آن چيست؟
گفت: «لا اله إلّا اللّهى كه بنده صالح و مخلص به آن گويد».
گفت: اخلاص آن چيست؟
گفت: «كردار بدانچه من در حق آن مبعوث شدهام». [١٠٠]
[١٠٠] - امالى ابن الشيخ الطوسى، ص ٢١.