تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٠ - شرح آيات
«وَ سَخَّرَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ كُلٌّ يَجْرِي لِأَجَلٍ مُسَمًّى- و آفتاب و ماه را رام كرد. هر يك تا زمانى معيّن در حركتاند،» خورشيد و ماه مىگردند، ولى نه تا بىنهايت، و آن كه گويد خورشيد و ماه ابدى و جاودانهاند دروغ گويد، هرگز چنين نيست. مثلا اين خورشيد ما اكنون دوران پيرى را مىگذراند، و آنچه در جهان هستى وجود دارد بر اين پايان دلالت مىكند. اين انفجارهاى عظيم كه در خورشيد روى مىدهد گواه كاهش دائم آن است، و انفجارهايى كه گاه گاه درباره بعضى خورشيدهاى (كهكشان خود يا كهكشانهاى ديگر) مىشنويم براى ما مؤكّد مىسازد كه خورشيد ما را نيز ناگزير پايانى است.
«ذلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمْ- اين است خدا پروردگار شما.» كيست كه شب را در روز و روز را در شب وارد مىكند؟ و كيست كه خورشيد و ماه را رام ساخته است كه هر يك تا زمانى معيّن و مهلتى معلوم جريان دارند؟ بيگمان او خداوند پروردگار شماست و هموست كه به حقّ مالك و دارنده همه چيز است.
«وَ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ ما يَمْلِكُونَ مِنْ قِطْمِيرٍ- چيزهايى را كه سواى او به خدايى مىخوانيد مالك پوسته هسته ميان خرمايى هم نيستند.» قطمير پوسته نازك روى هسته خرماست، و كسان و چيزهايى كه سواى پروردگار به خدايى خوانده مىشوند حتى به اندازه آن پوسته نازك نيز مالكيّتى ندارند.
[١٤] «إِنْ تَدْعُوهُمْ لا يَسْمَعُوا دُعاءَكُمْ وَ لَوْ سَمِعُوا مَا اسْتَجابُوا لَكُمْ- اگر آنها را بخوانيد صدايتان را نمىشنوند و اگر بشنوند، پاسختان نگويند،» پس چگونه سخن در گوشى يا پنهانى شما را بشنوند، يا هنگامى كه در ظلمات آنها را فرا مىخوانيد، صدايتان به آنها برسد، و به فرض كه صدايتان را بشنوند، پاسخى به شما نمىدهند، زيرا آنها خود اراده و اختيارى ندارند و نمىتوانند زيانى را از خود دور سازند، پس چگونه مىتوانند سودى را براى شما جلب كنند؟