تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٨٩ - شرح آيات
چگونگى آن عذاب رساتر و بيم دهندهتر در نفوس است، چه آدمى ناگهان با انواعى از عذاب مواجه مىشود كه توقّع آنها را نداشته و حسابى براى آنها نكرده است.
[١٧١- ١٧٢] تشبّث گروهى از مردم به توجيهات و بهانههايى همچون انديشههاى جبر گرايى، و انتظار ساده براى گريز از مسئوليّت ايمان به رسالت نبايد اهل رسالت را سست كند يا اعتماد به يارى خدا را نسبت به خود از ايشان سلب كند، زيرا خداى سبحان اراده كرده است كه مبادى خود و كسانى را كه بدان ايمان آوردهاند و ملتزم به آنند يارى دهد و پيروز سازد، گرچه ظاهر زندگى همان چيرگى گردنكشان منحرف باشد، زيرا خدا بر كار خود مسلّط است و چيرگى آنها جز تسلّطى محدود نيست.
«وَ لَقَدْ سَبَقَتْ كَلِمَتُنا لِعِبادِنَا الْمُرْسَلِينَ* إِنَّهُمْ لَهُمُ الْمَنْصُورُونَ- ما درباره بندگانمان كه به رسالت مىفرستيم از پيش تصميم گرفتهايم* كه هر آينه آنان يارى مىشوند.» پس سخن خدا درباره يارى و پيروزى بخشيدن به آنان چيز تازهاى نيست، بلكه تصميمى است قديم كه با واقعيّت خود در رويدادهاى تاريخ بروز كرده است، و هيچ رسالتى نيست كه خدا آن را پيروز نكرده باشد. آرى، اصحاب رسالتها فداكاريهايى مىكنند،/ ٢٩٧ يا مدّت زمانى در حالت انتظار بر آنان مىگذرد. ولى سرانجام، جريان امور به سود آنان و به مصلحت خطّ ايشان در زندگى است، و پياپى آمدن تأكيدها بر اين امر در اين آيه و نيز آيه بعد ملاحظه مىشود.
[١٧٣] اين يارى به شخص پيامبران اختصاص ندارد، بلكه هر كه نماينده جبهه حق باشد، و مشعل رسالت الهى را در امتداد تاريخ و در هر افقى حمل كند از اين يارى و پيروزى برخوردار مىشود.
«وَ إِنَّ جُنْدَنا لَهُمُ الْغالِبُونَ- و لشكر ما بيقين خود غالبند،» و لشكر خدا همان مؤمناناند.
[١٧٤] امّا خدا چه وقت بندگان مؤمن خود را يارى مىدهد؟
هنگامى به ايشان يارى مىدهد كه از كافران و منافقان جدا و متمايز شده