تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢١٢ - شرح آيات
هنگامى نقش اين نگرش مؤمن را نسبت به نفس خويش مىشناسيم كه طبيعت نفس بشر را كه در توجيه و بهانهتراشى به سر مىبرد و براى گريز از بار مسئوليّت مىكوشد شناخته باشيم، و در يك كلام: بايد بدانيم كه رفتن ستمگران به دوزخ و كشيدن بار عذاب دردناك به وسيله آنها، به معنى برائت و بر كنار ماندن ما نيست، بلكه دليلى است بر سرانجام يكسان و واحد، هم براى آنها و هم براى ما، در صورتى كه در برابر آنها خاموش مانده و از كردارشان خرسند بودهايم.
[٣٤] و حتّى براى آن كه انسان نپندارد كه اين سخن تنها متوجّه گروهى است كه در/ ٢١٩ روزگاران پيشين بوده و سپرى شدهاند، و بويژه كه اشاره به آنها با ضمير غايب «فإنّهم- پس همانا ايشان» آمده است، قرآن به سخن خود درباره آنها تأكيدى جداگانه مىافزايد و مىگويد اين سرانجام شامل هر تبهكارى مىشود، پس سرانجام تبهكارى كه با قوانين خدا مخالفت ورزد، و از هواى نفس پيروى كند، و خود را بپرستد، و به ديگران آزار رساند، عذاب دردناك است.
«إِنَّا كَذلِكَ نَفْعَلُ بِالْمُجْرِمِينَ- ما با مجرمان چنين مىكنيم.» [٣٥] اين مجرمان و تبهكاران چه كسانند؟ و صفاتشان چيست؟ و ما چگونه از سرانجام دردناك آنها بپرهيزيم و بركنار مانيم؟
سياق مطلب در توضيح اين نكته نياز به مقدّمهاى براى معرّفى مخالفان اين گروه دارد كه همان پرهيزگاران باشند، تا صورت قضيّه براى كسى كه خواستار نجات است كامل شود، و حجّت و گفته درست بر منكران ثابت گردد.
بزرگترين ويژگى پرهيزگاران توحيد است، هم چنان كه شرك به خدا خطرناكترين و مهمترين گناه مجرمان است كه سرسپردن به لا اله الّا اللَّه را رد مىكنند، و به جاى خدا نظايرى براى ما مىانگارند و به پرستش مىگيرند. در واقع مردود دانستن و نپذيرفتن سلطههاى فاسد، و نظامهاى منحرف، و ردّ تقليد كوركورانه از رجال گمراه، نخستين شرط رسالتهاى خداست.
«إِنَّهُمْ كانُوا إِذا قِيلَ لَهُمْ لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ يَسْتَكْبِرُونَ- چون به آنان گفته مىشد كه جز خداى يكتا خدايى نيست تكبّر مىكردند.»