تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٧٠ - شرح آيات
[٧٧] آن گاه خدا بزرگترين شبهههايشان را كه تشكيك درباره قدرت- ذات متعال- اوست مىداند و مىگويد
«أَ وَ لَمْ يَرَ الْإِنْسانُ- آيا انسان نمىبيند (يا نمىداند).» گويند: رؤيت (ديدن) در اين جا معنى دانستن مىدهد، يعنى آيا انسان نمىداند، و گوييم: آرى. امّا چنين علم و دانستنى به بيش از يك نگريستن نياز ندارد، و ما گرچه آفريده شدن خود را مشاهده نكردهايم، امّا شاهد بودهايم كه مردم همانند ما چگونه آفريده شدهاند تا آن جا كه گويى آفريده شدن خود را شاهد بودهايم.
«أَنَّا خَلَقْناهُ مِنْ نُطْفَةٍ- ما او را از نطفهاى آفريدهايم؟» اين آب بىمقدار چنان كه ما آن را مىبينيم، امّا آنچه مىدانيم اين است كه آفرينش به وسيله جزئى بسيار ساده از اين قطره آب نيمگرم صورت مىپذيرد و آن جزء ياختهاى بىنهايت ريز از آب مرد و آب زن است.
و پس از آن كه از اين آب ناچيز به وجود آمد، خدا او را از آفرينشى به آفرينشى و از گونهاى به گونهاى و از مرحلهاى به مرحله ديگر مىپرورد تا او را مردى ناطق برمىآورد.
/ ١٧٥ «فَإِذا هُوَ خَصِيمٌ مُبِينٌ- آن گاه او خصمى است آشكار،» و چنان به حدّ كمال مىرسد كه بدان كمال غرّه مىشود، و شروع به مجادله مىكند- و به روشنى تمام- با آفريننده و روزى دهنده خود جدل مىكند.
[٧٨] و از نمونههاى جدل باطل آنها اين است كه يكى از آنها تكّه استخوان پوسيدهاى را مىآورد، و به سوى پيامبر خدا مىدود، و مىپندارد كه با آن تكّه استخوان به مجادله با پيامبر خواهد پرداخت.
«وَ ضَرَبَ لَنا مَثَلًا- و براى ما مثل مىزند،» پيداست كه مثل رويدادهاى است كه براى (تأييد) انديشه يا حقيقتى آن را گواه مىآورند، و اينكه در مورد مثل فعل «ضرب» را به كار مىبرند براى آن است كه مثل شبيه غير خود (يعنى ممثّل) است و «ضرب» همان شبيه و مانند