تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٦٩ - شرح آيات
خود گنجهاى پايان ناپذير را بيرون كشند، در آن صورت پيشرفتهايى افزونتر را به تأييد و توفيق پروردگارشان تحقّق مىبخشند.
و به جان خود سوگند مىخورم كه اگر خرد ورزند راز عظمت و كليد رستگارى همين است.
[٧٦] هنگامى كه انسان از حجاب شرك رهايى مىيابد از لحاظ نفسانى و سپس از نظر عقلانى براى پذيرفتن مسئوليّت آماده مىشود، زيرا بزرگترين انگيزه بشر به سوى شرك گريز از مسئوليّت و به خيال خود رهايى يافتن از جزاى اعمال خويش است، و بدين سان سياق مطلب يادآور روز جزاى كامل مىشود، و اين يادآورى را پس از رفع شبهه مجادله كنندگان درباره روز جزا به عمل مىآورد كه گويند
چگونه خدا مردگان را زنده مىسازد؟ در واقع اين شبهه از فراموشى آفريدگان مىآيد و از عظمت آن روز كه دلالت بر عظمت آفريدگار دارد، امّا اگر به يادآوريم (و دستخوش فراموشى نشويم) بيگمان اين شبهه متلاشى مىشود.
سخن با بيان اين مطلب آغاز مىشود كه كلام جدلى مجادله كنندگان نبايد صاحبان رسالت را غمگين كند، زيرا آن كلام پيشاپيش نزد خدا محفوظ و معلوم بوده (و تازگى ندارد)، خدا نهان آن را مىداند هم چنان كه از آشكار آن آگاه است، پس سزاوار نيست كه بدان نزديك شوند و آن را جدّى بگيرند.
/ ١٧٤ «فَلا يَحْزُنْكَ قَوْلُهُمْ- سخنشان تو را اندوهگين نسازد،» به نظر مىرسد اندوهگين شدن از اين سخن منجر بدان مىشود كه زير فشار آن، در برابر گويندگانش فرود بيايند (و تسليم شوند) و بدين سبب از آن نهى شده است.
«إِنَّا نَعْلَمُ ما يُسِرُّونَ- ما هر چه را پنهان مىدارند مىدانيم،» از نيّتهاى مغاير با كلام، چه آنها خود مىدانند كه دروغ مىگويند، و به راستى براى جدل كردن به سخن گفتن مىپردازند.
«وَ ما يُعْلِنُونَ- و هر چه را آشكار مىسازند.» پس جزا بر آنها نوشته و ثبت مىشود.