تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٤٢ - شرح آيات
مىبينى سرگرم جدلهاى بيهوده خويشند، ناگهان فرو مىگيرد و مىربايد.
آدمى- به عادت- آرزو مىكند كه حقايق را با جدل تغيير دهد، و مىپندارد كه اگر چيزى را نفى و انكار كند آن چيز به راستى نفى و نابود مىشود، يا اگر صاحب حقّى درباره حق خود خاموشى گزيند، آن حق به راستى زايل مىشود.
هرگز، ... پس حتى در حالت مجادله و ستيزهاى كه با خود دارند آن بانگ سهمناك آنها را فرو مىگيرد.
[٥٠] اين ناگهانى بودن به اندازهاى سريع است كه نمىگذارد وصيّتى بر جاى گذارند، با وجود آن كه ديگر نزد كسان خود باز نمىگردند و بدين سبب سخت نيازمند وصيّت كردن هستند.
«فَلا يَسْتَطِيعُونَ تَوْصِيَةً- آن چنان كه ياراى وصيّتى نداشته باشند،»/ ١٤٦ وصيّت، به هر صورتى كه باشد خواه گفتار يا اشاره، وقتى نمىتوانند حتّى وصيّت را- كه آسانترين و ضرورترين چيزهاست- به عمل آورند، پس- به طبع- نمىتوانند آنچه را از واقعيّت هستى خود تباه كردهاند اصلاح كنند.
«وَ لا إِلى أَهْلِهِمْ يَرْجِعُونَ- و نتوانند نزد كسان خويش بازگردند.» پس آنها راهى سفرى زود گذر نيستند كه فورا بازگردند و از اين رو نيازى به وصيّت نداشته باشند.
به نظر مىرسد كه اين آيات منظره عذاب دنيوى را كه در هلاك شدن بر اثر بانگ نمودار شده چنان تصوير مىكند كه بر سر كسانى آمد كه رسولان سهگانه را در داستان پيشين تكذيب كردند.
يكى از مفسّران گويد: اين به راستى تصوّر برپا شدن ساعت قيامت است ... و قيامت بلاخيزتر و تلختر است. [٢٣] در حديث از پيامبر- صلّى اللَّه عليه و آله- آمده است
«قيامت در حالى برپا مىشود كه دو تن پارچهاى را براى فروش گسترده و
[٢٣] - بخشى از آيه ٤٦/ سوره القمر.