تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٩٦ - شرح آيات
كه غلها و يوغها به آثار نفسانى آنها اشاره دارد، زيرا شيطان اعمال نفس را چنان برايش مىآرايد و خوب جلوهگر مىسازد كه تبديل به خويها و عاداتى مىشود كه صرف نظر كردن از آنها دشوار مىگردد.
امّا پرده همان ظلماتى است كه دل را فرا گرفته، و ضمير درون آن خاموش مىشود، و نور خرد پنهان و پوشيده مىگردد، و بشر حس نمىكند كه در مهلكه واقع شده است، بلكه مىپندارد بر راه راست و درست مىرود.
[١٠] هنگامى كه غلها و يوغهاى ضخيم پيرامون دل غافل را فرا گيرد، و صاحب آن را در ميان سدها و ديوارهاى جرم و گناه فرو گيرد، و ظلمات جهل ديده او را فرو پوشد، آدمى به درك اسفل مىرسد و از هشدار و بيم دادن سودى نمىبرد، و مثال دل او همچون جسمى بيمار مىشود كه دارو نمىپذيرد، و از اين رو اميد تندرستى او نمىرود.
«وَ سَواءٌ عَلَيْهِمْ أَ أَنْذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنْذِرْهُمْ لا يُؤْمِنُونَ- تفاوتشان نكند، چه آنها را بيم دهى و چه بيم ندهى، ايمان نمىآورند.» اين سرانجام بد انتظار تمام كسانى را مىكشد كه از پروردگار خويش غافل مىشوند و شيطان آنها را مىربايد، و خود با هواها و اميال و شرايط همراه مىشوند و به منجلاب فرو مىروند تا يوغهاى عادت و گروه پرستى، و تسلّط جويى با گناه، و ديوارهاى نظام فاسد اقتصادى و سياسى و فرهنگى آنها را فرا مىگيرد، و ظلمات جهالت ديدگانشان را مىپوشاند، و در آن حال هشدار و بيمدادن سوديشان نمىرساند. بر بشر واجب است كه از همان نخستين گامى كه او را به سوى ژرفاى دوزخ مىكشاند بپرهيزد، زيرا هر چه در اين كجراهه شيبدار پايين رود جاذبه ژرفاى دوزخ/ ٩٩ قوىتر مىشود.
[١١] راه نجات از حلقههاى دام پيچ در پيچ شقاوت و تيرهبختى از گذرگاه جنگ با جبت (بت جادوگر) و جهاد با طاغوت (طغيانگر و متجاوز)، و در نتيجه پرهيز از غلها و سدّهاست.
چگونه؟