تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٥٢٠ - شرح آيات
كافران غير از خدا را به سبب جهلشان نسبت به خدا و قدرت او به پرستش گرفتهاند. امرى كه آنها را بر آن داشته كه ارزيابى خود را از او كمتر از مقام او كه مقام ربوبيّت و پروردگارى است انجام دهند
«وَ ما قَدَرُوا اللَّهَ حَقَّ قَدْرِهِ وَ الْأَرْضُ جَمِيعاً قَبْضَتُهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ وَ السَّماواتُ مَطْوِيَّاتٌ بِيَمِينِهِ- خدا را نسنجيدند آن چنان كه شايان سنجش اوست. و در روز قيامت، زمين يك جا در مشت اوست و آسمانها درهم پيچيده، در دست راست (ديد قدرت) او.» [٧٧] در آن دو و در هر كه و هر چه از آفريدگان بر آن دو هست، هر گونه بخواهد تصرّف مىكند. پس اين زمين با حجم بزرگش در نظر ما، و آسمانهاى هفتگانه كه «گم شود خرد در انتهاى آن» و خيال از تصوّر فراخنايش بازماند، تسلّط و هيمنه او بر يكى از آن دو شبيه تسلّط انسان است بر قطعه سكّهاى كوچك كه در مشت او باشد، و ديگرى شبيه به برگى است پيچيده و لوله شده در دست راست او. شك نيست كه «مشت» ذات متعال او همچون «دست راست» او به معنى اندامهاى خداى سبحان نيستند بلكه اين دو تعبير رمز و نمادى از قدرت و اراده اوست، همان گونه كه دست رمز و نماد نيروى انسان است، و پروردگار ما اين تشبيهات مجازى را براى نزديك ساختن/ ٥٣٠ به ذهنهاى ما به كار مىبرد و اگر قدرت خود را چنان كه هست توصيف كند هرگز خرد ما آن كنه آن را در نمىيابد.
«سُبْحانَهُ وَ تَعالى عَمَّا يُشْرِكُونَ- منزّه است و برتر از هر چه شريك او مىپندارند.» از سببهاى شرك آوردن انسان اين است كه شناختى از خدا ندارد، پس با عقل محدود خود او را همچون خويش ناتوان و محدود تصوّر مىكند، و مىپندارد كه به راستى او براى گرداندن و تدبير امور و شؤون آفريدگان نياز به شريكانى دارد، و پروردگار از اين تصوّرات منزّه و مبرّاست، و از اين رو قدرت او نياز به شريكان
[٧٧] - الزّمر/ صدر همين آيه ٦٧.