تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٩٨ - شرح آيات
تشريع خدا جز از سوى او شناخته نمىشود، امّا بشر اگر بخواهد به قياس متوسّل شود به زودى در سطح مقياسهاى شيء (ابژكتيف و سنجيدن چيزى با همان چيز يا چيزى مثل آن چيز) فرو مىافتد، اين ابليس است كه با وجود دانش و عبادتش به فروترين فرودها سقوط كرد، و ندانست كه عظمت آفريده خدا همانا به فرمان خداست، پس آتش به عنوان آتش جز آفريدهاى نيست كه خدا آن را به فرمان خود آفريده، و ويژگيها و خصوصياتى از گرمى و روشنايى را در آن متمركز ساخته است، و اگر خدا بخواهد آن را معدوم مىكند يا گرمايش را از بين مىبرد، بلكه ارزش آن به اعتبار فرمان خداست و اين همان سبب اصلى بطلان قياس در دين، و نياز به پيامبران است.
«قالَ- گفت:» و ابليس موضعگيرى منحرفانه خود را توجيه و تعليل مىكند.
/ ٤٠٨ «أَنَا خَيْرٌ مِنْهُ- من از او بهترم.» پس او خود را از آدم (ع) برتر و بهتر مىداند، نه به كردار نيك و فرمانبردارى و پرستش ناب بلكه به عنصر آتشى خود.
«خَلَقْتَنِي مِنْ نارٍ وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طِينٍ- مرا از آتش آفريدهاى و او را از گل.» مهمّ در آفرينش خود آفريده نيست، بلكه آن بها و منزلتى است كه پروردگار بدان عطا مىكند، و تا وقتى كه پروردگار يكى است ارزش آفريدگان از لحاظ جوهرى يكى است، و برترى آنها بر يكديگر بدان چيزى از مقياسهاى برترى است كه پروردگار آن را معيّن مىكند، و ارزش هيچ كس نزد خدا به شخص او نيست، بلكه به پرهيزگارى و كردار نيك اوست.
در نهج البلاغه آمده است
«سپاس خداى را كه لباس عزّت و بزرگى در پوشيد و آن دو را براى خود گزيد، و بر ديگر آفريدگان ممنوع گردانيد. آن را خاصّ خود فرمود و بر ديگران حرام نمود. و آن لباس را برگزيد چون بزرگى او را مىسزيد. و آن كس را از بندگان لعنت