تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٦٤ - شرح آيات
دومين فايده به تمام اهل رسالت و خردمندان مىرسد كه در عبرت گيرى و درسهايى نمودار مىشود كه اين داستان آنها را بر جاى نهاده است.
«وَ ذِكْرى لِأُولِي الْأَلْبابِ- و براى خردمندان اندرزى.» مهمترين درسى كه از اين آيات مستفاد مىشود اين است كه در برابر دشواريها و فشارهاى زندگى تن به فرار ندهيم، هر چه انسان پيش خود و در درون خويش نيرومند بماند، و با آثار نفسانى و روانى دشواريها و مشكلات مقاومت ورزد، از مشكلات تأثير نمىپذيرد. و براى آن كه چنين امرى براى او ممكن شود واجب است كه پيوندش با زندگى و آنچه در آن است بر اين پايه استوار باشد كه اينها همه وسيله است، نه پيوند ابژكتيف و ذاتى بدين لحاظ كه خود هدف است، و اگر وى از راهى به هدفها و آرزو جوييهاى خود نرسد از راهى ديگر به زودى بر آنها دست خواهد يافت./ ٣٧٤ پس اگر وسيله خود را از دست داد يا در راه خود ناكام شد بر هدف و اراده و قصد خود باقى بماند، زيرا حتما با كوشش و پويايى و پايدارى خود به بهتر و بيشتر از آنچه از دست داده يا در نوبتهاى گذشته در رسيدن و تحقق بخشيدن بدانها ناكام شده خواهد رسيد و كامياب مىشود. بنا بر اين اگر به شكستها و ناكاميهايى كه در زندگى بر او گذشته نظرى سوبژكتيف (موضوعى) كند اين نگرش نيرو و پايدارى او را ضد شكستها و گريزها مىافزايد و پافشارى او را براى رام كردن زندگى به گونهاى بهتر و در پرتو تجربههاى گذشته افزونتر مىسازد.
اين ايّوب (ع) است كه هر چه خيل بلايش انبوهتر مىشود بر خطّ خود بيشتر پافشارى مىكند، بى آن كه به وسوسههاى شيطان كه به هدف ناتوان ساختن اراده او و چيرگى برايمان و تقوايش صورت مىگيرد گوش فرا دهد. اين روايت را كه علّامه مجلسى در كتاب بحار الانوار خود نقل كرده بخوانيم. گويد
حسن (بصرى) گفت: «ايّوب هفت سال و چند ماه بر خاكروبه دانى در مزبلهاى از آن بنى اسراييل كه جانوران در آن رفت و آمد مىكردند بماند، و وهب گفت: ايّوب خوره نداشت بلكه از پيكر او دملهايى به اندازه پستان زنان بيرون آمد و سپس به چرك نشست، حسن گفت: براى او مال و فرزند و دوستى نماند و كسى