تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٥٦ - شرح آيات
و پسرش را در برابر تصميمى قاطع و دشوار قرار داد، در حالى كه ممكن بود حضرتش (ع)- همچون ديگر مردم كه براى گريز از مسئوليّت بر احكام خدا پرده مىافكنند و آنها را ناديده مىانگارند- او نيز بدين دليل كه اين امر تنها رؤيايى بوده كه به خواب ديده است از آن فرمان بگريزد و شانه خالى كند، ولى او مىدانست كه رؤيا براى پيامبران (انبياء) گونهاى از گونههاى وحى است و بر او واجب است كه طبق آن عمل كند.
چيزى كه هيچ شكّى در آن نيست اين است كه اسماعيل (ع) گراميترين و عزيزترين چيزى بود كه ابراهيم (ع) پس از ايمان به خدا در زندگى خود داشت، و خدا اراده كرد كه سطح فداكارى او را در راه خود بيازمايد، و او را سرسپرده و تسليم شده و پسرش را- عليهما السلام- همچون او يافت.
«قالَ يا أَبَتِ افْعَلْ ما تُؤْمَرُ سَتَجِدُنِي إِنْ شاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّابِرِينَ- گفت: اى پدر، به هر چه مأمور شدهاى عمل كن، كه اگر خدا بخواهد مرا از صابران خواهى يافت.» از اين آيه بر ما روشن مىشود كه پيامبران با اعجاز از امتحانهاى الهى نگذشتند، بلكه به راستى تلخيها و دشواريهاى آن را چشيدند و تحمّل كردند، و اين اسماعيل (ع) است كه نيازمندى خود را به مشيّت و خواست خدا آشكارا بيان مىكند تا از خواهشهاى نفس خويش بگذرد، و مىگويد كه نياز به صبر و بردبارى دارد تا در برابر دشواريهاى اين امتحان پايدارى كند.
[١٠٣] «فَلَمَّا أَسْلَما- پس چون هر دو تسليم شدند،» تسليم به خداى تعالى، و پدر آن رؤيا را به حقيقت پيوست، و پسر به پدرش پاسخ مثبت داد،/ ٢٦٣ «وَ تَلَّهُ لِلْجَبِينِ- و (پدر) او را به پيشانى افكند.» يعنى بر زمين خواباند، و در خبر آمده است: «چون ابراهيم (ع) عزم بريدن