تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٧٢ - شرح آيات
را درباره قدرت بارى تعالى در اين مورد از ميان مىبرد. آرى، يك پرسش از خود باقى مىماند، كه در واقع شيطان آن را در دل انسانى مىافكند كه به نوبه خود براى رهايى از سنگينى مسئوليّت و عاقبت پاداش مىكوشد، و آن پرسش از خود اين است، چگونه خدا اجزاء پراكنده در اطراف زمين را پيرامون اين پيكر گرد مىآورد؟
پروردگار ما با اشاره به گوناگونى آفريدگان خدا مطلبى مىگويد كه ما را به دانش فراگير او رهنمون مىشود
«وَ هُوَ بِكُلِّ خَلْقٍ عَلِيمٌ- و او به هر آفرينشى داناست.» هر جا چشم بيندازى و بينش خود را به حركت درآورى آفرينشى شگفتانگيز مىبينى، با اندازههايى نيكو و متناسب، ظاهرى زيبا، ساختارى استوار، متناسب با هدف و هماهنگ با همانندان خود، آن گاه انواع جانداران، و گونههاى گياهان و اقسام معادن، و دستههاى جمادات را مىبينى كه هيچ شبههاى در وسعت عرصه قدرت، و احاطه علم و قدمت خبرگى آفريننده آنها برايت باقى نمىماند، پس چگونه مىتوان در امكان آفرينش دوباره آنها شك كرد؟! مردى نزد امام صادق (ع) آمد و گفت كه منكر رستاخيز مردگان است، و (افزود): چگونه مردهاى زنده و برانگيخته مىشود كه بدنش پوسيده، و اندامهايش پراكنده شده. يك اندام او را درندهاى در سرزمينى خورده و اندامى ديگر را گزندگان سرزمينى ديگر از هم گسيختهاند، و اندامى خاك شده و از آن گل ساخته و در ديوارى به كار بردهاند؟! امام در پاسخ گفت
«همانا كسى كه او را از «هيچ» آفريد و بى آن كه نمونهاى پيشتر از او وجود داشته باشد تركيبش را صورت بست مىتواند او را هم چنان كه از آغاز ساخته است، بازگرداند.
/ ١٧٧ آن مرد گفت: اين را برايم روشن كن.
(امام) گفت: روح در جاى خود مقيم است، روح نيكوكار در روشنايى و فراخناست، و روح تبهكار در تاريكى و تنگنا، و پيكر هم چنان كه پيشتر از خاك