تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٦٧ - شرح آيات
نيرويى است كه در رويارويى با طبيعت يا دشمنان به آنان يارى دهد، بيان مىكند.
[٧٥] ولى چه كس به چه كسى يارى مىدهد؟ آيا خدايانند كه به آنان يارى مىدهند يا آنانند كه به خدايان ساختگى يارى و قدرت مىدهند؟
/ ١٧٢ «لا يَسْتَطِيعُونَ نَصْرَهُمْ- آنها را ياراى آن نيست كه به ياريشان برخيزند.» پروردگار ما با روشنى كامل اين سخن را مىگويد، و اگر در قرآن هيچ اعجازى جز همين آيه نمىبود، بيگمان همين آيه گواهى است راستين بر آن كه قرآن از جانب خداست، زيرا مردم- جز اندكى افراد كه خدا هدايتشان كرده است- مىپندارند كه طاغوت يا ثروتمندان و صاحبان جاه و قبيلهاند كه به كسانى كه آنها را شريك خدا ساختهاند، يارى مىدهند، در حالى كه پروردگار ما تأكيد مىكند كه درست عكس اين پندار است، و اگر ما خوب بينديشيم درمىيابيم كه اين خدايان ساختگى هستند كه تابع و فرع بتتراشانند، اگر پيروان طاغوت نباشند كه به دلخواه يا از بيم يا از گمراهى از او پيروى كنند، طاغوت كيست؟ توانگران و ستمگرى آنها و ضعيف نگهداشتن ديگران به وسيله آنها تمام معلول سكوت مردم درباره آنها و طمع اينان در اموال آنان است، و همچنين است مسئله قبيله و وطن و حزب.
«وَ هُمْ لَهُمْ جُنْدٌ مُحْضَرُونَ- ولى اينان همانند سپاهى به خدمتشان آمادهاند.» شايد اين تعبير چنين برساند كه نيروى خدايان ساختگى همان مجموع نيروى پيروان آنهاست و آنها تنها مظهر و نشانه تجمّع اين نيرو هستند، نه بيشتر و نه كمتر.
مفسّران گفتهاند: خدا از اين تعبير روز قيامت را در نظر دارد كه در آن جا مشركان در پشت خدايان ساختگى و پندارى خود صف مىكشند و دسته جمعى به دوزخ رانده مىشوند، و شك نيست كه بيگمان قضيّه چنين است، ولى- به نظر من