تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٥٧ - شرح آيات
احساس و عقل در/ ١٦١ سه آيه پى در پى گردد، و در عين حال مقدّمه چينى و تمهيدى براى بيان نعمت هدايت باشد، پس خدايى كه نعمت چشم را به ما داده و اگر بخواهد آن را محو مىكند، و او كه ديگر نعمتها، از شنوايى و پساوايى و چشايى و غيره را نصيب ما كرده تا به وسيله آنها راه بيابيم، و اگر بخواهد كسان را بر جايشان مسخ و زشت نما مىكند كه به پيش نروند، نه بتوانند گامى به جلو بردارند و نه به عقب برگردند، و او كه بشر را وقتى عمرى دراز يافت به حالت ضعف و ناتوانى باز مىگرداند، هموست كه كسى را نزد مردم فرستاده تا آنها را به راه (خداى) توانمند مهربان رهنمايى كند.
وَ لَوْ نَشاءُ لَطَمَسْنا عَلى أَعْيُنِهِمْ- اگر بخواهيم چشمانشان را محو مىكنيم.» ديدهاى چگونه كف دست مشتى شن را چنان هموار مىكند كه هيچ اثرى از برجستگى آن بر پهنه زير دست باقى نمىماند؟ همين گونه، پروردگار اگر بخواهد چنان بر ديدگان دست مىكشد كه هيچ اثرى از آنها بر چهره باقى نماند.
«فَاسْتَبَقُوا الصِّراطَ- پس شتابان آهنگ راه كنند.» در آن صورت شتابان آهنگ راه مىكند، شايد به راه خود رهنمايى شوند و راه يابند.
فَأَنَّى يُبْصِرُونَ- امّا كجا را توانند ديد؟» شايد اين آيه اشاره بدان مىكند كه كسى كه چشم خود را از دست بدهد احساس عقده گمگشتگى مىكند، از اين رو براى شناختن راه شتاب مىورزد و راه را با لامسه مىسنجد، زيرا از انحراف از آن و افتادن به مهلكهها پروا مىكند، ولى اين كار سودى ندارد زيرا او فاقد وسيلهاى است كه راه را بدان ببيند.
يكى از مفسّران گويد: «استباق» همان تجاوز و انحراف از راه است، در حالى كه ديگر مفسّران گويند: «استباق» روى آوردن گروهى به راه راست و اين حالت نابينايان است كه چون يكديگر را نمىبينند به صورت ازدحام به راه روى مىآورند.