تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٥٤ - شرح آيات
آن هر چه باشد، تفاوت فقط به موارد فشار مربوط مىشود، و بيگمان مؤمن كسى است كه با فشار مبارزه كند و بستيزد، امّا كسى كه قرآن را دو پاره مىكند و مىگويد: به پارهاى ايمان داريم و به پارهاى كفر مىورزيم، و مىخواهد تنها بدانچه با مصالح او سازگار است ايمان بياورد و آن جا كه با مصالح او برخورد دارد آن را رها كند، چنين كسى به طبع همان است كه قرآن با او مىجنگد.
پس قرآن جز مواردى اندك با كسانى كه مستقيما نسبت به دين كفر مىورزند رويارويى نمىكند، بلكه بيشتر با كسانى مبارزه مىكند كه به خدا شرك مىورزند، و به شهوتها و سلطانهاى خود و عيّاشان سر مىسپارند و خود را به پرستش خدا، در مواردى كه با مصالح و شهوتها و گناهان بزرگ آنها منافاتى ندارد، مىپرستند.
[٦٢] وقتى انسان از تجربههاى ديگران اندرز گيرد به راه راست هدايت مىشود و راه مىبرد، و به راستى، كسى از اين تجربهها سود مىبرد كه بدانها بينديشد و آنها را وسيله برانگيختن دفينههاى خرد و نهفتههاى سرشت و فطرت خود قرار دهد.
از بارزترين حقايقى كه هر كس هدايت جو باشد بدان مىانديشد اين است كه: برخى از مردم در گمراهيند، پس هر جا بروى، و از هر كس بپرسى به تو مىگويد كه: بعضى از مردم بر خطا هستند، ولى اين حقيقت آنها را به شناخت دو حقيقت ديگر رهنمون نمىشود كه: اوّلا: همان گونه كه شيطان بسيارى از مردم را گمراه ساخته، ما را نيز گمراه مىسازد، پس بايد از او بپرهيزيم، و ثانيا: سرانجام گمراهان چيست؟ مگر نه هلاك است؟! پس چرا ما از اين امر عبرت نگيريم؟! «وَ لَقَدْ أَضَلَّ مِنْكُمْ جِبِلًّا كَثِيراً- بسيارى از شما را گمراه كرد.»/ ١٥٩ پس وقتى شيطان در گمراه ساختن خلقى بسيار از شما كامياب شده است، چرا از او حذر نشود؟
«أَ فَلَمْ تَكُونُوا تَعْقِلُونَ- مگر به عقل در نمىيافتيد؟» اين گروهى است كه شيطان آن را گمراه كرده و به بيراهه نابودى كشانده