تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٥٣ - شرح آيات
بلكه صرف انكار و نپذيرفتن نظاير و امثال براى خدا، خود پرستش خداست، هم چنان كه هر كس پرستش رحمان را ضايع گذارد در دام شيطان مىافتد، از اين رو آيات قرآن ميان ردّ اين و پذيرفتن آن مقارنهاى به وجود آورده، مانند اين گفته خداى سبحان كه فرمايد: «فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَ يُؤْمِنْ بِاللَّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقى- پس هر كس كه به طاغوت كفر ورزد و به خداى ايمان آورد به رشتهاى استوار چنگ زده است». [٣٢] و در اين جا پروردگار ما گويد
«وَ أَنِ اعْبُدُونِي هذا صِراطٌ مُسْتَقِيمٌ- و مرا بپرستيد كه راه راست اين است.» مستقيم بودن راه از آن جاست كه خدا آن را براى ما فراتر از گرايشهايى كه بشر را به راست و چپ به گمراهه مىبرد، و جهلى كه صاحب خود را به سوى افراط يا تفريط مىكشاند، ترسيم كرده است.
و از بارزترين مظاهر مستقيم بودن راه اين است كه مؤمنان در رهسپارى آن تأييد مىشوند و با فشارهاى شهوت و هواى نفس و سلطه و ثروت و فريبكارى و تقلّب، به اذن پروردگار خود مىستيزند.
/ ١٥٨ شايد فرق ميان «قويم درست» و «مستقيم راست و معتدل» در اين نكته باشد كه از كلمه مستقيم در مىيابيم كه رهنورد با استقامت در مبارزه با عوامل انحراف آن را مىپيمايد.
پرستش خدا به معنى فرمانبردارى و طاعت اوست، و طاعت او تجزيه پذير نيست، پس كسى كه نماز مىخواند ولى زكات نمىپردازد، يا به اسلام در شؤون شخصى گردن مىنهد ولى نظام اقتصادى و سياسى آن را نمىپذيرد، خدا را نمىپرستد، بلكه بيگمان شيطان را مىپرستد.
به راستى، ريشه شرك به خدا همان تسليم شدن در برابر فشار است، منشأ
[٣٢] - البقرة/ ٢٥٦؛ (همان مأخذ).