تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١١٣ - شرح آيات
ايشان است، پس ايشان ما را به سوى خدايى مىخوانند كه در عالم ذرّ از ما پيمان گرفته است كه بدو ايمان آوريم، خدايى كه فطرت ايمان داشتن به ذات خود را در دلهاى بشر به وديعه نهاده است، خدايى كه نعمتهاى خود را پياپى بر ما ادامه داده و خردمان ضرورت سپاسگزارى از او را به ما فرمان مىدهد! دعوت پيامبران به سوى خودشان يا به سوى نژاد يا حزب يا طايفهاى نيست، بلكه دعوت به سوى خدايى كه شكى درباره او وجود ندارد، و ذاتى است كه همه را يكسان آفريده است.
«وَ ما لِيَ لا أَعْبُدُ الَّذِي فَطَرَنِي وَ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ- چرا خدايى كه مرا آفريده و به نزد او بازگردانده مىشويد، نپرستم؟» اگر حقيقت رسالتهاى پيامبران اين است، چرا نسبت به ايشان كفر ورزيم؟! و كسى كه پروردگار خود را كه او را آفريده و بازگشتش به سوى اوست، از دست بدهد چه چيزى خواهد داشت؟! بدين سان مىبينيم كه آن دوستدار راستين بزرگ تنها مردم را به پيروى از آن رسولان فرانخواند، بلكه در دعوت محتواى رسالتهاى آنان كه همانا توحيد و يكتاپرستى است نيز مشاركت نمود.
/ ١١٦ [٢٣] سپس عيب شريكان ساختگى و پندارى را آشكار ساخت، و بيان كرد كه پايه پرستش آنها باطل است.
«أَ أَتَّخِذُ مِنْ دُونِهِ آلِهَةً- آيا سواى او خدايانى را اختيار كنم؟» پس اگر به سلطهاى سياسى يا اجتماعى يا اقتصادى، سواى خدا، سربسپارد كه بدو امنيت و آرامش بدهد، و حمايت او را نسبت به گناهانش در برابر خشم پروردگار به دست آورد و تأمين كند، آيا آن خدايان برساخته هيچ يك از اين انتظارات را برمىآورند؟ هرگز ...
«إِنْ يُرِدْنِ الرَّحْمنُ بِضُرٍّ لا تُغْنِ عَنِّي شَفاعَتُهُمْ شَيْئاً وَ لا يُنْقِذُونِ- اگر خداى رحمان بخواهد به من زيانى برساند، شفاعتشان مرا هيچ سود نكند و مرا رهايى نبخشند.»