تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٠٩ - شرح آيات
«لَئِنْ لَمْ تَنْتَهُوا لَنَرْجُمَنَّكُمْ- اگر بس نكنيد حتما سنگسارتان خواهيم كرد،» بدين سان عناد آنها به ژرفترين درجه رسيد كه رسولان را تهديد كردند كه اگر از دعوت خود دست نكشند ايشان را سنگسار خواهند كرد. خواه سنگسار همان زخم زبانهايى باشد كه التيام نمىيابد و آنان را تهديد كردند كه تهمتهايى بر آنان مىبندند و با سنگ اتّهام سنگسارشان خواهند كرد، يا معنى سنگسار همان پرتاب سنگ باشد كه منجر به مرگ شود. اين هر دو دليل بر شكست آنها در برابر حجّت رسولان است كه متوسّل به تهديد ايشان شدند.
/ ١١٢ «وَ لَيَمَسَّنَّكُمْ مِنَّا عَذابٌ أَلِيمٌ- و شما را از ما شكنجهاى سخت خواهد رسيد.» (اگر معناى رجم همان سنگسار باشد) چه عذاب دردناكى بالاتر از آن است؟
شايد آنان را تهديد به قتل به بدترين و دردناكترين صورت كردند.
[١٩] پاسخ متقابل رسولان آرامش به حق، و اطمينان به يارى خدا بود، زيرا خوار و خفيف نشدند و غمگين نگشتند، بلكه حقايق را بىپرده و بدون به كار گرفتن الفاظ خوشايند بيان كردند.
«قالُوا طائِرُكُمْ مَعَكُمْ- گفتند: شومى شما با خود شماست.» شومى آن قوم در نفوس منفى باف، و لجاجت و عناد، و طرفدارى از باطل، و در اعمالشان بود كه مصائب را به سوى آنها كشاند. آيا ويروس در پيكر بيمار قرار دارد يا در سخن پزشك؟ آيا كسى را كه ديگرى را از چاهى كه در راهش كندهاند بر حذر مىدارد، ديدهاى؟ آيا خطر در پرهيز دادن نهفته شده يا در بىخبرى و غفلت رهسپار؟
اجتماع فاسد در لبه پرتگاه راه مىرود، و هر لحظه خطر تهديدش مىكند، شومى آن اجتماع همان طبقاتى بودن، و ظلم افراد آن به يكديگر، و اسرافكارى آن اجتماع است، نه در دعوت بيم دهندگان و هشدار گويان.